در هيجده فرسخى سمت شمالى شوشتر بالاتر از جلگهء عقيلى كارون است . اين چاهها كه در دست سادات شوشترى است روزانه سى گالن نفت سبز سيررنگ محصول مىدهد كه عربها آن را براى ضماد زخم شتر به كار مىبرند . در هريك از موارد مزبور وضع و حال از ناحيهء دليكى مساعدتر نيست . هزينهء حمل ماشينها خيلى گران است ، اقوام باديهنشين هم نسبت به اين كارها ظنين و افرادى جاهلاند .
مىگويند در دزفول نيز نفت هست و همچنين در نزديكى قصر شيرين و كلهر از توابع كرمانشاه و حوزهء كردستان ايران . محصولات نفتى در احمدى و رودون و بندرعباس و در نزديكى سمنان هم مشاهده شده است ، ولى در تنها محل ديگرى كه به منظور مصرف استخراج مىشود در سلخ در جزيرهء قشم است كه نفت زبر و خام ، ولى خوشآيندهاى بدست مىآيد كه محلىها براى روشنائى و درمان دردهاى رماتيسم به كار مىبرند .
موميائى
چون صحبت از نفت بميان آمده است روا نيست كه راجع بمادهاى كه از انواع قير و معروف به موميائى است اشاره نكنم و آن از ترشحاتى است كه از صخرههائى در حوالى بهبهان و داراب بدست مىآيد . اين ماده از ديرباز در ايران شهرت داشته و اثرات شگفتانگيز در معالجهء شكستگىها به آن نسبت مىدهند .
شاردن و كمينفر و لوبرن و بطوركلى جهانگردان قديم شرح مبسوط دربارهء خواص و اثرات آن نگاشتهاند و معمولا هم آن را معجون يا صمغ قيمتى مىشمارند و از قرار معلوم راجع به اصل و مايهء آن دچار حيرتاند . بعد از جمعآورى ، قطرات آن را به صورت جسم سفت و استوانهاى درمىآورند و در كاغذهاى زر و سيم مىپيچند .
نمك سنگى و گل اخرا
جزاير خليجفارس كه روزگارى مركز تجارتى بشمار ميرفت اينك اثر و اهميت چندانى ندارد غير از وجود منابعى كه مقدار زياد سنگ نمك از آنجا بدست مىآيد . هرمز و قشم كه در سواحل خود كشتىهاى پرتغال و اسپانيا را جا مىدادهاند ، اينك بوسيلهء قايقهاى بومى سنگ نمك و گل اخرا صادر مىكنند كه تنها كالاى تجارتى آنهاست .