از ناحيهاى به اين جانب اطلاع رسيد كه سالانه 000 ، 200 صندوق از راه شمال به روسيه صادر مىشود ، با ارزش متوسط 000 ، 140 ليره . از طرف ديگر هم مجموع صادرات آن را در فهرست 9 - 1888 معادل 000 ، 45 ليره قلمداد كردهاند ، تفاوتى كه از لحاظ من قابل توضيح بهنظر نميرسد . از راه جنوب انگور تازهء شيراز را در پنبه بستهبندى و به مقصد هند حمل مىكنند . اين ميوه در سراسر كشور فراوان و انواع آن نيز خيلى زياد است و در اكثر بازارها به قيمت پوندى نيم تا يك پنس فروخته مىشده است .
شراب ايرانى و مىگساران
بخصوص منظورم اين است كه از ميوهء انگور ايرانى سخنى بميان آورم كه از روزگاران قديم مايهء حظ و عيش مردمى بوده است كه طبعى خوش و بانشاط دارند . بالغ بر 2000 سال پيش قول گرامى هرودوت گواه اين اظهارات بشمار ميرفته چنان كه وى گفته است : « ايرانيان به صرف شراب نيك عادت داشتهاند و در تأييد كلام ، اين داستان شيرين شنيدنى است كه ايشان راجع به كارهاى مهم وقتى كه در حال مستىاند به فكر و انديشه مىپردازند ، بعد در حين هشيارى راه ميانه و اعتدال اختيار مىكنند و هرگاه تصادفا جريان كار نادرست نمايد باز هنگام بادهنوشى رشتهء بحث و كلام را دراز مىكنند . » در دوران جديد نيز مىتوان قول چند تن از نويسندگان معتبر را خواه دربارهء اثر و قوت و خواه قدر و منزلت مى ايرانى شاهد آورد . هربرت بىمانند شرح ذيل را نوشته است :
« اما راجع به اهالى محل ، منطقهاى كه در آنجا زيست دارند رنگ ايشان را تيرهگون و شراب آنها را سرخوش و ترياك شهوتران مىسازد . زنان سرخاب به كار مىبرند ، مردان دوستدار سلاحاند و همگى هم دلدادهء شعر . آنچه را كه انگور به جوش مىآورد شريعت تعديل مىكند و سرمشق رام مىنمايد . بر سفره ، ايشان خوشترين افراد جهاناند ، كسى در عالم خوشخوراكتر از اين قوم نيست در بادهنوشى حدواندازه نمىشناسد و در پرخورى نيز همتا ندارند ، اما سرمستى ايشان قرين بىآزارى است ، قدرى گوشت و خوشى با وضع و حال ايشان نيك سازگار است » .