در حوالى رودبار در راه بين رشت و تهران و حدوسامان ولايت گيلان ناحيهء جداگانهاى هست كه زيتون فراوان دارد . اين محصول وسيلهء ارتزاق چهل و سه ده را فراهم مىسازد و اهالى آن حدود بين 000 ، 80 تا 000 ، 100 اصله درخت دارند كه محصول آن بطور متوسط 6 تا 9 پوند زيتون از هر درخت در هرسال مىشود و بنابراين محصول سالانه تقريبا 000 ، 750 پوند است . دولت از هر درخت زيتون در حدود يك پنس و نيم ماليات مىگيرد .
جريان روغنكشى آنها باندازهاى ناشيانه و پرزحمت است كه مقدار زيادى از محصول تلف مىشود و از مواد باقيماندهء آن نوعى صابون زبر و خشن فراهم مىسازند . زيتونها را در اواخر پائيز جمع و بدون تأخير در تغارهاى بزرگى انبار مىكنند و در آن حالت تا فصل بهار مىگذارند كه ترش و مخمر شود ، سپس آن را روى بام خانه پخش مىكنند تا خشك شود . وقتى كه كاملا خشك شد باز روى هم مىريزند كه ورآيد ، بعد از اين تخمير ثانوى مثل سركهگيرى از انگور ، مردها در خمره آن را لگدكوب مىكنند ، سپس مىجوشانند و بين سنگهاى صاف مىفشارند كه در زير آن مخزنى براى جمع شدن روغن زيتون نهاده بودند ، تفالهء آن را براى كود به كار مىبرند . روغن زيتون در سالهاى خوشحاصل هر بطرى دو قران در رشت به فروش ميرسد و در سال بدحاصل قيمت آن تا پنج قران ترقى مىكند .
در مه 1889 انحصار خريد و توليد همهء زيتون ايران را شاه به دو تن از تجار اهل بادكوبه داد كه مىگويند قرار است ايشان بهترين اسلوب تصفيه و روغنكشى زيتون را در ايران معمول دارند .
تاك
حال نوبت شرحى دربارهء ميوهء انگور است كه با اشكال مختلف و معمولا هم بىضررترين صورت آن نقش بزرگى در زندگانى و تجارت ايران در همهء ادوار ايفا كرده است . از لحاظ جنس عمدهء تجارتى فعلا انگور را بيشتر خشك و به اصطلاح فارسى آن را كشمش مىنامند مىفروشند و بازار وسيعى در روسيه و تركيه دارد . راجع به اين قلم صادراتى از منابع متعدد رقمهاى مختلف اظهار شده است .