مىشود « 1 » اهالى سحرگاه آن را در ظروف گلى يا سبد جمع مىكنند و به صورت خمير سفيدى درمىآيد ، ولى بيشتر مثل خميرهاى بنام گزانگبين مىسازند و با پسته يا بادام مىجوشانند و به شكل قالب شيرينى سبزفام درمىآيد . من چندبار از آن چشيدهام كه هرچند به سقف دهان مىچسبد ، ولى نيك خوشمزه بوده است ، مانند بادام عسلى عالى كه كمتر چسبناك است .
چوب
از شرح مسافرتم در داخلهء ايران خوانندگان متوجه اين حقيقت شدهاند كه غير از درخت تبريزى و در بعضى از شهرها و نقاط ييلاقى نيز درخت برازندهء چنار چوب و درختان محدود ديگر در آنجا ديده مىشود ، مناظر سبز و خرم كه گاهى بهنظر ميرسد تقريبا بدون استثناء بواسطهء وجود باغ و بوستان است .
درخت سدر در خوزستان و سرو در شيراز و درخت بلوط در كوهستانهاى غرب و جنوب و از طرف ديگر درختان عرعر در رشتههاى كوهستانى خراسان توت و گردو و شايد تنها درختانى است كه طى هزار ميل مسافرت در ايران به آن برخورد مىكنيم ، ولى در نقاط و نواحىاى كه محل رفتوآمد مسافران نيست و شايد روىهمرفته آن نقاط را مشاهده نمىكنند وفور چوب و درخت به هماناندازه است كه در ساير جاها كميابى آن جلبتوجه مىكند .
در جلگههاى مرطوب و حاصلخيز كرانههاى درياى خزر و دامنههاى البرز بسواحل مزبور مربوط مىشود انواع درختان سودمند و قيمتى هست كه بعضى از آنها براى كشتىسازى قابل استفاده است . در همين حدود بود كه آن انگليسى بدفرجام يعنى جان التون كه به خدمت نادر شاه وارد شده بود سعى نمود نيروى دريائى فراهم سازد . در اين نواحى چوب شمشاد همواره فراوان بوده است و به مقدار زياد از طريق حاجى ترخان به مقصد رستو بر ساحل دن و حتى به ليورپول صادر مىشده است ، اما در ايران علم و فن جنگلبانى نيست و بواسطهء فقدان مقررات از مقدار
هامش
( 1 ) - بعضى از نويسندگان اين قول را موردترديد قرار داده و مىگويند اين ماده از حشره بدست نمىآيد ، بلكه تركيبى نباتى است كه از گياه خارج مىشود و اين مطلب بيشتر احتمال صحت دارد و نهفقط بر درخت گز ، بلكه در جاهاى ديگر از قبيل بيد و خار و بلوط هم ديده مىشود .