نافع فراهم مىسازند بسيار زياد است . نيل در جنوب غربى در حوالى شوشتر و دزفول و در لارستان بدست مىآيد و براى رنگ كردن نخ و كتان و مخلوط آن با حنا به منظور رنگين نمودن ريش به كار ميرود و اين گياه آخرى كه برگهاى سائيده و ريز دارد همان
Lawsonia inermis
است كه در حدود يزد و كرمان مىرويد و مىگويند شش برابر هر جنس ديگرى مادهء رنگى دارد . از عصارهء آن در سراسر مشرق زمين براى خوشنما - كردن ريش و موى سر و ناخن استفاده مىشود و من هنوز مفتون منظرهء ريش خوشرنگ حنائى ميرزا عباس خان كه سابقا نمايندهء انگلستان در مشهد بود هستم و همچنين ياد توسنهاى دمحنائى حضرت شهريارى كه در سفر اول او به انگلستان در سال 1873 رژه رفته بودند هنوز در خاطر عموم هست . ريشهء روناس و زعفران از يزد و بجنورد ( بيرجند ) و مازو از بلوط كردستان را هم بايد جزو محصولات قيمتى ايران بشمار آورد . هرچند كه بواسطهء آميختن آن با رنگهاى مصنوعى قدر و منزلت رنگهاى نباتى را از ميان بردهاند و بازار اين محصولات از رونق افتاده است .
گز يا ترنجبين
در فهرست محصولات گياهى ايران نبايد جنس جالب توجهى را بنام گز كه در نزد عام همان ترنجبين مذكور در كتاب مقدس است از قلم انداخت كه باآنكه مىگويند فضلهء يكى از حشرات است كه بر شاخه و برگ درخت بخصوص گز نهاده مىشود بيشتر در حوالى اصفهان بدست مىآيد .
شاردن ظاهرا راجع به اصل و خاصيت اين محصول دچار شك بوده و راجع به آن نوشته است :
« برگ اين درخت در حوالى اصفهان در فصل تابستان مادهء مايع ترنجبين را فرومىريزد كه مدعىاند شبنم نيست ، بلكه عرق درخت است كه بر برگ مىنشيند . بامداد پاى اين درختان صاف و همواره از اين مايع ليز مىشود » .
درواقع گز مادهء سفيد و لزجى است كه به عسل بىشباهت نيست و مىگويند به شكل دانه روى برگههاى بيشه گز بوسيلهء حشرهء كوچك سبزفام نيمرنگى نهاده