تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 593

مساهمون:

ص٥٩٣

ابريشم

راجع به صنعت ابريشم كه اولين‌بار ايران را از لحاظ اروپاى جديد مشهور گردانيد و سابقا محصول ثروت‌خيزى بود و از موقع آفت 1864 به راه كاهش و شكست افتاده است ، من با تفصيل كافى در فصل ولايات شمالى ايران سخن بميان آورده‌ام ، ولى اخيرا اين صنعت تجديد حيات نموده است ، اما آمار 1889 را باآنكه نسبت به مقدار كلى دوره‌هاى قديم نقصان فاحشى يافته است به اين جانب چنين اظهار كرده‌اند : رشت و گيلان / 000 ، 30 / من تبريز خراسان و يزد و تربت / 000 ، 20 من تبريز مازندران / 000 ، 15 من تبريز جمع كل / 000 ، 65 من تبريز شنيده‌ام كه ارزش صادرات ابريشم تنها بالغ بر 000 ، 30 ليره بوده . مجموع محصول خراسان به يزد و كاشان و اصفهان كه مركز صنعت ابريشم‌سازى ايران‌اند و در كارخانه‌هاى آن سالانه 15000 نفر به كار مشغول‌اند فرستاده مىشود . محصولات مازندران و گيلان در حدود 10000 تن تبريز يا به مقصد بغداد حمل مىشود يا در كاشان و اصفهان به مصرف ميرسد ، بقيه 40000 من را به اروپا و بيشترش را از طريق روسيه به مارسى و مقدار كمى را هم با كشتى به بمبئى مىبرند .

تنباكو

تنباكوى ايران در هر شهر و دهكدهء نصف منطقهء غربى آسيا شهرت دارد . اروپائيان جهانگرد يا مقيم كه خواه در حين عبور و يا مدت اقامت از حظ عالى قليان ايرانى محروم بوده‌اند سزاوار دل‌سوزىاند . با آنكه من اهل دود نيستم و از اين عادت كهنهء اروپائى چندان خوشم نمىآيد ، باز هيچ‌گاه از نشئهء خوش تنباكوى شيراز كه چند پك آن كافى است كه تا ته دل و دماغ آدمى را شاد سازد غافل نمانده‌ام . اين تنباكوى اعلى كه تأثير دلپذيرش قدرى ناشى از مقدار نيكوتين است كه در آن است و قدرى هم بواسطهء طرز و ترتيبى است كه در ايران به كار ميرود كه آن را خيس مىكنند و با فشردن مىخشكانند و بعد در
ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 593 | جورج ناتانيل كرزن / غلام على وحيد مازندرانى