گرديده و در مورد ثانى هم هيچگونه همت و اقدامى در بهرهبردارى از منابع طبيعى آن معمول نشده است . درحالحاضر با صرفنظر از منابع معدنى آن كه شرحش را جداگانه و به تفصيل بيان خواهم كرد ايران فعلا قادر است كه محصولات و مصنوعات قابلتوجهى فراهم سازد كه اگر مقدارش به حد وفور نباشد دستكم تنوع و اقسام گوناگون آن جلبتوجه فراوان خواهد نمود .
غلات
غله بخصوص گندم و جو ( كه دومى بواسطه فقدان جو صحرائى معمولا خوراك اسب مىشود ) در سراسر ايران خاصه به حد وفور در ايالات و نواحى آذربايجان ، كرمانشاه ، لرستان ، خوزستان ، فارس ، خراسان ، كرمان ، يزد و اصفهان كاشته مىشود . روسها تقريبا تمام ما يحتاج خود را در موقع جنگ با تركمنها در سال 1 - 1880 در خراسان خريدند كه درنتيجهء آن نرخ گندم ترقى كرد و درواقع در شهرها براى خاطر نان فتنه و طغيان برخاست و گزارشهاى محرمانهء مأموران نظامى و سياسى روسيه حاوى پيشنهاد انضمام اين ايالت بود و آن هم مبنى بر اين دليل است كه در صورت حمله به هندوستان گندم اين ايالت بايد جبران كمبود محصولات ناحيهء ماوراء بحر خزر را بنمايد .
رسم شخم زمين در ايران بسيار كهنه و بدوى است . گاوآهن چوبى خشنى را گاو و گاوميش و گاهى نيز الاغ مىكشد كه فقط روى خاك را مىشكافد و بذر را سطحى مىپاشند و محصول كمزحمت و فراوان بدست مىآورند . با آنكه هزاران هزار جريب زمين عاطل و بىحاصل افتاده است بخصوص در نواحى غربى و جنوب غربى باز محصول بيش از احتياج داخلى است و به هندوستان و عثمانى و قفقاز و حتى به انگلستان از طريق بوشهر صادر مىشود . كشت جو صحرائى چنان كه اشاره نمودم مرسوم نيست و كشت ذرت محدود است و ارزن هم در بعضى جاها كاشته مىشود . برنج در اراضى پست و كرانههاى پرآب درياى خزر مىكارند و از راه حاجى ترخان به قفقاز و روسيه « 1 » مىبرند . برنج مرغوبى هم در داخلهء
هامش
( 1 ) - صادرات برنج از مازندران و گيلان به روسيه را سالانه 064 ، 58 تن با ارزش 000 ، 000 ، 1 تا 000 ، 100 ، 1 تومان گفتهاند .