وضع بر خلاف اين است و شاهراههاى مهم در نواحى پرجمعيت واقع شده است و اين خود دليل بارز ديگر در عقبماندگى ايران است . از طرفى هم گزارشها و سفرنامههاى مسافران خصوصى را در راههاى فرعى مملكت ديدهام كه محل رفتوآمد خارجىها نيست و مأموران رسمى بهندرت در آنجا ديده مىشوند و تحصيلدار مالياتى كمتر رخنه مىكند .
در گوشهوكنار اين نقاط دهات آباد بسيار هست كه معمولا اثرى از نام آنها در نقشه نيست ، لذا استنباط من اين است كه مسافرت در ميان فقط نواحى نيك شناختهء مملكت شايد موجب خواهد شد كه ناظران امر ، جمعيت ايران را بجاى مبالغه ، كمتر از ميزان واقعى وانمود كنند . از اينرو عقيدهء اين جانب آن است كه درحالحاضر جمعيت ايران به 9 مليون نفر ميرسد . وقتى كه در خاطر بياوريم كه مساحت ايران سه برابر خاك فرانسه است و بنابر ارقام مزبور جمعيتش فقط يك پنجم آن است مىتوانيم دو موضوع را نيك دريابيم يكى اينكه چرا و چگونه ايران در صورت ظاهر با كشورى اروپائى متفاوت مىنمايد و ديگر آنكه چه زمينهء وسيعى براى تجديد نيروى مادى و طبيعى مردم آن فراهم است .
محصولات و مصنوعات
از موضوع جمعيت ايران اينك به محصولات و مصنوعات محلى آن مىپردازم . اين سرزمين از لحاظ منابع بكر بسيار غنى است .
همه قسم اقليم دارد يعنى از گرماى استوائى تا برف دائمى بر رشتههاى جبال و همه نوع خاك و زمين هم در آنجاست . سبزىها و حبوباتش مثل منابع زيرزمينى آن گوناگون و متعدد است . مقدار بارانش محدود و رو به نقصان است . آفات و خرابى ناشى از لشكركشىهاى گذشته و شيوهء جاهلانهء زراعتى و رسم و كار حكومت و ادارهء ناصواب در انحطاط فلاحتى آن هماناندازه تأثير داشته است كه قلت خطوط ارتباطى و اشكال حملونقل و فقدان نيروى كار و ابتكار ، منابع سرشار زيرزمينى آن را عاطل گذاشته است .
در مورد اول كشتزارهاى سرسبز به زمينهاى سنگلاخ و بيابان مبدل