تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 589

مساهمون:

ص٥٨٩
است و سه چهارم درصد هم بر آن بيفزائيم كه شايد هرساله افزايش يافته باشد در مدتى كه نه قحطى واقع شده و نه جنگى اتفاق افتاده است كليهء جمعيت ايران در سال 1891 معادل 500 ، 055 ، 8 نفر مىشود .

نظريهء روسها

از طرف ديگر آقاى زولوتارف اظهارنظر خيلى پائين‌ترى در جلسهء انجمن جغرافيائى روسيه بسال 1888 نموده و كل جمعيت ايران را بشرح ذيل بيان كرده است : فارس 000 ، 000 ، 3 نفر ترك و تاتار 000 ، 000 ، 1 نفر لر 000 ، 780 نفر كرد 000 ، 600 نفر عرب 000 ، 300 نفر تركمن و جمشيدى 000 ، 320 نفر جمع - 000 ، 000 ، 6 نفر اين ارقام با آمار ژنرال شيندلر هم از لحاظ جمع و هم تركيب سخت متفاوت و حاكى است كه معلومات راجع به اين قسمت تا چه‌اندازه مختلف و بىاعتبار است . بنابر مشاهداتم باآنكه خيلى از جاهاى پرجمعيت ايران را نديده‌ام با قيد احتياط مىگويم كه ارقام ژنرال شيندلر تا حدودى و قول آقاى زولوتارف به كلى از حقيقت دور و كمتر از ميزان واقعى است . جاده‌هاى مشهور كه مسافر معمولى از آنها عبور مىكند شهرهاى عمده را بهم مربوط مىسازد ، اما از حاصلخيزترين نواحى نمىگذرد . بمناسبت بيم و ترسى كه از حركت قشون و گاهى از سيروسفر حتى آرام شهريار و يا والى ايالت در ميان بوده بجاى جلب جمعيت موجب اجتناب آنها گرديده است « 1 » . در كشورهاى متمدن
هامش
( 1 ) - راجع بشرح مشابهى در اين باب كه مشعر بر فقدان امنيت است رجوع و مقايسه شود با كلام سفر داوران در تورات كه حاكى است : « در روزگار شنگر فرزند عنات در دورهء يوئيل ، جاده‌ها خالى بود و مسافران از بيراهه رفت‌وآمد مىكردند . »
ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 589 | جورج ناتانيل كرزن / غلام على وحيد مازندرانى