و سواحل آن متناوبا سرشار از دماغه و خليج است . شيخ فعلى اين سرزمين جاسم بن محمد بن تهامى است كه وجودى موذى و فاقد ثبات اخلاقى است و بسته به مواردى كه پيش آيد و او را سودمند يا زيانبخش باشد ، استقلال خود را ابراز و يا فدا مىكند .
دولت انگليس وى را يكى از سران مستقل ساحلى مىشناسد كه متعهد است صلح دريائى خليجفارس را مختل نكند و اگر اين منظور حاصل باشد از حمايت انگلستان برخوردار و گرنه به عواقب كار خود گرفتار خواهد شد . راجع به حفظ صلح و آرامش در خليج و تعهد صريح كه بر خلاف اين منظور اقدامى معمول نشود ، علاوهبر معاهدات با شيوخ ساحلى ، قراردادى هم در سال 1868 با سلف وى امضا شده است .
در سال 1871 شيخ جاسم به خيال فرار از تعهد و آسان نمودن اقدامات تجاوز و توسعهء فتوحات خويش به حدود جنوبى ، خود را تحت حمايت عثمانى قرار داد و بيرق آن دولت را برافراشت . دولت عثمانى هم به شرحى كه ذكر خواهم كرد بواسطهء اشتياق تامى كه دارد كه در اين نواحى نفوذ خود را بسط دهد ، با خشنودى شيخ را مشمول حمايت خود قرار داد و او را به قائممقام حكومت قطر منصوب كرد ، ( در همان ناحيهاى كه بهيچوجه حق ادعائى نداشته است ) و 250 نفر گارد ترك در آنجا مستقر و انبار زغال تأسيس كرد و كشتى نگهبانى هم در عبيده كه عمدهترين بندر سواحل قطر است گماشت .
ادعاى « باب عالى » را راجع به حق حاكميت بر قطر ، دولت انگليس قبول ندارد ، و اين موضوع نه فقط موجب مشاجرهء ديپلماتيك بين دو دولت مىباشد ، بلكه انگيزهء بىنظمى در اين منطقه است ، زيراكه مأموران عثمانى به جلوگيرى از دزدى دريائى و يا حفظ آرامش در خليجفارس هيچگونه علاقهاى ندارند و از گوشه و كنار سواحلى كه در اختيار ايشان است عناصر راهزن و دزد كه اكثر ، از طايفهء بنى هاجرند به قايقهاى بومى كه تا بحرين رفتوآمد دارند يورش سريع
ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 541
مساهمون: جورج ناتانيل كرزن
ص٥٤١