تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 538

مساهمون:

ص٥٣٨

اختلافات و عهود

بسال 1805 در اثر غارت شدن كشتىهاى انگليسى بدست عشاير قاسمى ( جواسمى ) نيروى دريائى انگلستان براى مجازات ايشان اعزام و در سال 1806 قراردادى بين طرفين امضا شد ، ولى چون مواد آن درست مورد رعايت واقع نشده بود ، در سال 1809 اعزام نيروى تازه ضرورى نمود كه به تصرف چند بندر و كشتى منجر گرديد . با وجود اين ، كار دزدى بحرى با حدت بسيار دوام يافت و حمل‌ونقل بردگان همواره بزرگ‌ترين مايهء زندگانى براى دزدان دريائى اصلاح‌ناپذير بود ، و معلوم شد كه اقدامات شديدترى بايد معمول شود . در سال 1819 نيروى بحرى سومى به فرماندهى سر . دبليو . كر . گرانت مأمور شد كه بساط كار راهزنان دريائى را به كلى تارومار كند . پس رأس الخيمه بمباران و تسخير شد و در سال 1820 اولين عهدنامهء دستجمعى بين دولت انگليس و شيوخ ساحل خليج بامضا رسيد و باآنكه در اثر اين عهدنامه موانعى در راه ربودن افراد نهاده شد ، باز از كار تجارت برده جلوگيرى ننمود . از اين‌رو در سالهاى 1738 و 1839 و 1847 و 1856 ناچار شدند كه اين عهود را با قراردادهاى جديد تأييد كنند و به ناوهاى انگليسى حق بازرسى و بازداشت كشتىها و ممانعت حمل برده از بنادر عرب داده شد ، اما اين اسناد كه بيشتر ناظر بر تحديد برده‌فروشى بود ، در جلوگيرى از منازعات داخلى عشاير مزبور اثرى نداشت ، و اين طوايف چون از كار راهزنى دريائى محروم مانده بودند ، انرژى خود را در كشمكش‌هاى فيما بين صرف مىكردند و تحت عنوان جدال‌هاى داخلى كار راهزنى نيز كماكان ادامه يافت . در سال 1835 دولت انگليس درصدد برآمد كه شيوخ مبارز را وادار كند كه صلح در منطقهء دريا تأمين شود ، به اين صورت كه طوايف عرب از راهزنى و دزدى دريائى خوددارى نمايند و در ازاى آن دولت انگليس هم در منازعات داخلى آنها دخالتى نكند . اين عهد و قرار بقدرى موفقيت‌آميز بود كه در سالهاى بعد تا 1843 هرساله تجديد و باز به مدت ده سال ديگر تمديد شد و چون اثرات مطلوب آن بارز بود در سال 1853 به يك عهدنامهء صلح دائمى تبديل و مقرر گرديد كه هرگونه جدال و تصادمى بين افراد تابع رؤساى عرب در دريا موقوف