خاندان حكمران
وى بعد از چهل سال سلطنت در 1783 درگذشت .
فرزند دومش سيد سعيد بن احمد جانشين پدر شد و چون شخص بىلياقتى بود ، برادر جوانترش به زودى شورشى راه انداخت و برادر را از مسند حكومت سرنگون ساخت . سلطان مخلوع ناگزير به انزوا پرداخت و هرچند اختياراتى نداشت ، باز عنوان روحانى امام را حفظ كرد كه پس از او به ديگر سلاطين مسقط رسيد .
امير شورشى كامياب سيد سلطان بن احمد تا سال 1804 كه در نبردى به قتل رسيد بر مسقط و زنگبار ( كه به سال 1784 فتح كرده بود ) حكومت نمود .
طبع و سرشت ستيزهجو و توسعهطلب او هم قلمرو وى و هم دولت انگليس را كه با آن روابط سياسى و تجارتى ايجاد كرده بود دچار زحمت گردانيد ، ولى وفادارى او نسبت به انگليسىها پيوسته استوار ماند .
وى در سال 1798 با كمپانى هند شرقى عهدنامهاى امضا كرد كه هدف اصلى آن طرد نفوذ و دخالت عمال فرانسه از عمان بود كه ناپلئون خيال داشت آنجا را پايگاه دريائى براى حمله به هندوستان قرار دهد « 1 » .
دو سال بعد سرگرد و سپس سر . جان ملكم در سفر اول معروف خود از جانب لرد و لزلى به ايران بين راه در مسقط توقف و عهدنامهء جديد با سلطان امضا كرد كه برطبق يكى از مواد آن نمايندهء كمپانى در مسقط مستقر شد تا از حركات فتنهانگيز بدخواهان جلوگيرى كند و پيوستگى و اتحاد بين طرفين تا وقتى كه گردش خورشيد و قمر دوام دارد برقرار بماند . مادهء نهائى اين عهدنامه شايد به مذاق افراد متجدد قرين حواشى و با طمطراق مىنمود ، و شايد هم حاكى از ذوق و علاقهء اخترشناس حضرت سلطان بود كه در هرحال با آبوتاب تمام دوستى و اتحاد طرفين از آنپس بىانقطاع استوار مانده و به موجب آن نمايندهء سياسى انگلستان همواره نفوذ قاطعى در دربار سلطان مسقط اعمال نموده است .
هامش
( 1 ) - نفوذ فرانسه چند صباحى در سال 1807 تجديد گرديد . در همان زمان كه سلطان با شنيدن اخبار پيروزى ناپلئون در اروپا ، به جزيرهء موريس نمايندهاى فرستاد و در آنجا با ژنرال كائن در ژوئن 1807 قراردادى امضا كرد ، اما با تسليم شدن جزاير بوربن و موريس ، دورهء كوتاه فرانسه - پرستى سرآمد و بار ديگر نفوذ بريتانيا در آنجا نيك استوار شد .