بود . به گفتهء استاكلر ده سال بعد داراى دوازده ناو بزرگ از جمله كشتيى با هفتاد و پنج توپ و كشتى ديگرى با چهل توپ شد كه همه ساخت انگلستان بود . او هرساله 80000 ليره درآمد داشت كه يك چهارم آن از تجارت بردهفروشى بدست مىآمد ، تا زمانى كه برطبق قراردادى با دولت انگليس از آن كار دست كشيد .
مسقط و زنگبار
سيد سعيد وصيت كرده بود كه قلمرو او به دو بخش مسقط و زنگبار تقسيم و اولى به فرزند ارشد و دومى به پسر چهارم او واگذار شود .
ولى غيرممكن بودن حكومت بر دو سرزمين بدون عهد و قرار صحيح ، در نظر لرد كنينگ « 1 » كه بعد از وفات سلطان پير در سال 1856 اختلاف اجتنابناپذير دو وارث جهت حكميت به او ارجاع شده بود ، اين عمل مقرون بصلاح و تدبير بود كه دو حوزهء شمالى و جنوبى قلمرو سلطان را به كلى از يكديگر جدا كند .
رأى حكميت او كه بسال 1861 انتشار يافت ، ترتيبى را كه سلطان متوفى مقرر داشته بود كه مسقط مال برادر ارشد و زنگبار نصيب فرزند چهارمى باشد ، تأييد نمود . اين برادر بواسطهء ثروت كلان زنگبار تعهد كرد كه هرساله 40000 كورون بسلطان مسقط پرداخت كند . سيد ثوينى در مسقط تا سال 1866 حكومت داشت و در اين سال در صحار به قتل رسيد . در اين كار فرزندش سيد سليم سخت مظنون بود « 2 » . حكومت انگليس نيز روابط خود را با او چندى متوقف نمود ، اندكى بعد مقام او را رسما شناختند . اما دو سال حكمرانى وى بواسطهء اقدامات چند تن از مدعيان قرين تلاطم و آشفتگى شد . پس سليم گرفتار گشت و ترك وطن و ديار كرد و چندى بعد به مرض آبله در كراچى درگذشت .
بعد از دورهء بىثباتى كه يكى از مدعيان همان خاندان ، سلطان شد ، سيد تركى برادر جوانتر سيد ثوينى و يكى از بيست و چهار پسر سيد سعيد از هندوستان كه در آنجا به حالت تبعيد بود ، بازگشت و در سال 1871 در مسقط مستقر شد و تا
هامش
( 1 ) -Canning( 2 ) - در اين جنايت ده تن تبانى و دخالت داشتند كه نه نفر ايشان با مرگ بسيار سختى از بين رفتند و جاى ترديد نيست كه با گلولهء سيد سليم پدرش به قتل رسيد .