سال 1888 سلطنت آشفتهء بىاثرى داشت . برادر ديگر سيد عبد العزيز همواره در حال سركشى بود و يكبار هم چيزى نمانده بود كه بر حكومت مسقط دست يابد ، ولى چون باز هم زير بار حكومت او نرفتند ناچار بداخلهء مملكت پناهنده شد و تا مرگ سلطان تركى زمزمهء شورش از آنجا به گوش ميرسيد ، و بعد از جانشينى پسرش باز فتنه و آشوب تشديد يافت . سيد تركى هرچند كه قوى و كارآمد نبود ، ولى حكمرانى ملايم و بامدارا بشمار ميرفت و ميدانست كه چگونه از عهدهء اداره كردن طوايف عرب زيردست خود برآيد و پيوسته هم نسبت به انگلستان وفادارى داشت و بسال 1886 از آن دولت نشان دريافت نمود و در مقام و سلطنت خود كه شايستگى آن را داشت با وعدهء همراهى بر ضد تجاوزات مغرضانه مورد حمايت واقع گرديد .
در سال 1873 سر . برتل فرر « 1 » با او معاهدهاى امضا كرد كه منظور تقويت و تأييد قراردادهاى پيشين راجع به جلوگيرى از تجارت برده و بستن تمام بازارهاى برده - فروشى در قلمرو او ، و آزاد كردن همهء بردگان حوزهء حكومت وى بود . ضمنا برادرش در زنگبار از آشفتگىهاى عمان استفاده و از فرستادن كمك مالى سالانه خوددارى نمود .
دولت انگليس در ازاى منسوخ شدن تجارت برده بين سواحل افريقا و جزيرهء زنگبار ، پرداخت كمك مالى مزبور را برعهده گرفت ، و تاكنون هم هر ماه بسلطان 7200 روپيه يا كمى بيش از 6000 ليره در سال مىپردازد . وقتى كه سيد تركى در سال 1888 درگذشت ، پسر دوم او سيد فيصل بن تركى باآنكه فرزند يك كنيز افريقائى و مانند نوبيان سياه بود ، بدون معارض بر تخت نشست . در ميان عشاير عرب رسم ارشديت و يا مزيت خاصى براى مسنترين فرزند جارى نيست و در جرگهء خانوادهء حكمران حق با قوى است . فرد نيرومند زمام امور را بدست مىگيرد و فرمانروائى مىكند ، اما جاى نهايت ترديد است كه سيد فيصل قادر به حفظ مقام خود باشد . در موقع مسافرتم هنوز دولت انگليس او را برسميت نشناخته بود . در اكتبر 1888 وى برعليه ابراهيم بن قيس كه از مدعيان قديم و هنوز
هامش
( 1 ) -Sir Bertle Frere