تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 519

مساهمون:

ص٥١٩
و اثر نيست ، چون در همين‌جا بود كه به سال 1616 سر . رابرت شرلى كه به عنوان سفير شهريار ايران از كشورهاى مسيحى در كشتى خوش‌نام « هيأت اعزامى » باز مىگشت و ميخواست از راه خشكى به اصفهان عزيمت كند ، چيزى نمانده بود كه خود او و همهء ناوبانها بوسيلهء نفرات حاكم گوادر كه نسبت به دولت ايران ياغى شده بودند كشته شوند . اين بندر و حوالى آن فعلا والى يا نايبى از جانب سلطان مسقط دارد و از قرار معلوم تسلط او بر آنجا در اواخر قرن گذشته اتفاق افتاد ، به اين ترتيب كه نصير خان حاكم كلات آنجا و چاه‌بهار را به سيد سلطان بن احمد حكمران عمان واگذار كرد ، وى همان كسى است كه بعد از تلاش بيهوده جهت خلع يد برادر خود سيد سعيد از مسقط به كرانهء بلوچستان كوچ كرد . از آن موقع اين ناحيه حاكمى از جانب سلطان داشته است تا در سال 1871 عبد العزيز برادر جوان‌تر سلطان سابق كه همواره با وى در كشمكش بود در يكى از دفعات متعددى كه به سيروسفر رفته بود ، در گوادر مستقر شد و چاه‌بهار را كه در دست سركرده‌هاى محلى بود تصرف نمود . ايرانيان كه با تسخير چاه‌بهار دليرى يافته بودند ، عبد العزيز را كه برادرش نيز او را از گوادر برانداخته بود ، اخراج كردند . اين بندر از آن پس در تصرف سلطان مانده است ، وى از ناحيهء محدود گوادر سالانه در حدود 2000 ليره عوايد دارد .

نظارت

تا اينجا من بررسىام را دربارهء كرانه‌هاى شمالى خليج‌فارس تمام و آشكار نموده‌ام كه درحال‌حاضر دولت ايران در سواحل و جزاير آن بيش از هر موقع ديگر در سيصد سال اخير اعمال قدرت واقعى مىكند ، ولى اين كار با ناخشنودى اهالى بومى توأم و آن هم ناشى از تباهى دستگاه ادارى و حكومت ناهنجار و تحميل زور و فشار است . به‌هرحال احتمال نمىرود اين نفوذ و اقتدار در آينده مورد اعتراض قاطع واقع شود ، زيراكه همدستى و اتحادى ميان افراد طوايف زيردست نيست و ايشان قدرت آن را ندارند كه در مقابل نيروى نظامى ايران مقاومتى بنمايند .
ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 519 | جورج ناتانيل كرزن / غلام على وحيد مازندرانى