گردنهء مزبور ناگاه بهصورت صخره در سمت دريا پهناور و ارتفاع آن از 100 تا 300 پا مىشود كه بطور معمول شايد شش ميل طول آن است و جبههء عريض آن در طرف درياست و درست مثل چكشى مىنمايد كه بر سر آن در محلى كه شهر بنا شده است دستهء كارد كار گذاشته باشند .
لنگرگاه سه گز و نيم دريائى عمق دارد و در سه ميلى ساحل درياست كه در سراسر كرانهء آن صداى عجيب موج پيوسته شنيده مىشود .
گوادر سابقا يكى از مطلوبترين ايستگاههاى تلگراف بود و شفاخانهء بنادر خليج نام داشت . درجهء حرارتش بسيار معتدل است و حتى در ماههاى تابستان طاقتفرسا نيست ، ولى به دليل نامعلومى ( كه به آب دريا نسبت مىدهند چون در اين حدود چنان به گوگرد آلوده است كه ماهىها به مقدار زياد تلف مىشوند ) در آنجا تب مالاريا شايع است كه هرتازهوارد را گرفتار مىسازد و حالا همه از آنجا به همان اندازه احتراز دارند كه وقتى طالبش بودند . تا چند سال پيش گوادر اقامتگاه دائمى نمايندهء سياسى بريتانيا بود . بواسطهء حدت و بدى هوا ، از اقامت هميشگى در آنجا صرفنظر شد و امور سياسى اين حدود را مأمور سيار هرچندى يكبار رسيدگى مىكند ، و شايد بدى هوا موجب خواهد شد كه ايستگاه تلگراف آنجا هم كه چندان مورد احتياج قطعى نيست تعطيل شود .
منظرهء ساحل
در سمت شرقى خليج گوادر كه دماغه در آنجا به خشكى وصل مىشود ، صخرهء بزرگى به اسم جبل مهدى از درون دريا راست بالا مىآيد ، و قلهء دو شاخه و دو برآمدگى پيدا مىكند كه به همين جهت طراحان نقشههاى قديم ، آن را دو گوش الاغ خواندهاند . صخرهاى در مجاورت آنجاست كه بواسطهء شكل عجيب طبيعى آن ، به تختهسنگ كليسا شهرت يافته است .
تاريخ
از زمان اشغال پرتغالىها يا ديگران ، آثارى در گوادر ديده مىشود مانند آبانبار خراب بزرگى كه در سينهء كوه مشرف بر شهر واقع است و استحكاماتى كهنه كه آن نيز بر همين ارتفاعات است . اين محل در تاريخ انگليس بىنام