حيوانات شكارى
در اين حوالى منظرهء كارون ملالانگيز است . پنجاه سال پيش سياحان نوشتهاند كه كرانههاى آن بين محمره و اهواز با درختان تبريزى و گز و انواع ديگر كاملا مشجر بوده كه قسمت عمدهء آن سپس از ميان رفته است .
در بعضى جاها بوتهها و بيشهها تا حدى يكنواختى زمينهاى صاف كنارههاى رودخانه را از بين مىبرد و در هر دو كرانهء آن اراضى بىحالت يا باتلاقى يا خشك و خالى كه هيچوقت شخم نشده است تا انتهاى افق ديده مىشود و در بعضى جاها كه ديوارهء ساحل بالا آمده است از عرشهء كشتى اطراف را نمىتوان ديد ، اما از نقاط دور دودكش بلند كشتى از چند ميلى مثل تيرگى قيرگون كه از زمين برآمده باشد پنهانى و آهسته در بيابان پيش مىرود .
چندين ميل قبل از اهواز برآمدگىهاى شنى نوكتيز مانند حايلى بين بيابان و رودخانه جلب نظر مىكند . در سراسر خط سير انواع پرندگان شكارى شامل مرغابى ، مرغ نوك دراز ، مرغ سقا و ياعو در رودخانه ديدهايم . تقريبا در دو ميلى اهواز چند تن از ما با تفنگ به قصد شكار رفتيم تا معلوم شود كه بيشهها چهاندازه از پرندگان شكارى انباشته است . در ساحل راست مرغابىها دستهدسته با سروصدا از باتلاق و حوضچههاى طرف ديگر رودخانه به پرواز درآمدند .
در اين حوالى كبكها به اندازه و شكل قرقاول ماده است . از جلو قدم ما خرگوشها از هر سو فرار مىكردند . من سياهگوشى را با تير زدم كه به اندازهء يوزپلنگ بزرگ هندى بود و چند تا خرس عظيم الجثه در تيررس ما ديده شدند و خيلى دشوار است كه در اين حدود آنها را تعقيب نمود ، زيراكه باتلاقها و همچنين مجراهائى كه در صحرا كندهاند مانع اين كار است ، اما چند سال پيش دستههاى مرتبى هرساله از بغداد براى شكار خوك مىآمدهاند . براى شكارهاى كوچك هيچ ناحيهاى غنىتر از جلگهء كارون نيست ، اما براى شكارچيانى كه بلندنظر باشند شير هم مىتوان يافت .
در كوههاى بختيارى انواع بزكوهى و وحشى نيز يافته مىشود .
اهواز
سه بعد از ظهر « شوشان » در وسط جريان آب در محلى پايينتر از