كله منار از شاخ و جمجمهء حيوانات وحشى كه پادشاه شكار كرده بود « 1 » . ميزان توجه و احترام شايانى كه نسبت به خارجىها مبذول مىگرديد و سياست اغماض مذهبى كه شاه عباس روشنضمير و جانشينهاى او نسبت به دين مسيحى داشتند از اين نمونه نيك استنباط مىشود كه اجازه داده بودند همه قسم كليساى اروپائى عيسوى در شهر تأسيس شود . به او گوستينها ، كارمليتها ، كاپوچينها در كوى و برزن شاهى محل اختصاصى دادند « 2 » . به ژزوئيتها و دمىنيكنها در جلفا مركزى اعطا شد . يكى از كارخانههاى كمپانى انگليسى هند شرقى از 1617 تا حملهء افغانها در سال 1722 در بازار نزديك ميدان بزرگ واقع بوده است .
شايد رواست كه در مقابل مبالغههاى بىاندازهء بعضى از جهانگردان دربارهء عجايب اصفهان ، نظريهء متين و قضاوت نامساعد تاورنيه جواهرساز فرانسوى را ذكر كنم . وى از زرقوبرق ظاهرى و شكوه و جلال دستخوش هيجان نمىگرديد ، بلكه با نهايت بيرحمى زشت را از زيبا و اصل را از بدل تفاوت مىگذاشت چنان كه گفته است :
« روىهمرفته غير از ميدان و چند تا بازار مسقف كه بازرگانها در آنجا كسبوكار دارند اصفهان به دهكدهء بزرگى بيشتر شباهت دارد تا به شهر .
خانهها از هم جدا و هريك داراى باغچهء بدنمائى است كه منظرهء جالبى ندارد مگر درختانى و راجع به قصر شاه هم من تعريف درخشانى ندارم چون نه عمارت و نه باغها چيز مهمى بشمار نمىرود مگر چهار اطاقى كه ديوان مىنامند . بقيه هم
هامش
( 1 ) - عموما آن را به شاه عباس يا شاه طهماسب نسبت مىدادند ، ولى بدون شك مربوط به دورههاى بعدى است . اولئاريوس مىنويسد : كلهء دو هزار گوزن و غزال بوده كه شاه طهماسب در شكارگاه صيد كرده بود . شاردن عقيدهء شايعى را نقل مىكند مبنى بر اينكه كلهء معمارى را بر نوك بنا قرار دادند . چون وى گفته بود سر حيوان عجيبى براى نصب در رأس ضرورت داشت . كپيههاى آن برج در كتابهاى شاردن و سانسون هست . هربرت و تاورنيه مىنويسند كه بسيارى از آن جمجمهها متعلق به انسان بوده .
( 2 ) - از ميان ايشان اوگوستينها اروپائى بودند كه به اصفهان آمدند و نخستين نمايندهء آنها انتونيودىگوا در سال 1598 از جانب اسقف گواميفر اسپانيا و پرتغال آمد . كارمليتها با رياست پدر روحانى سيمون از طرف پاپ كلمان هشتم در سال 1608 به پيشگاه شاه عباس آمد . كاپوچين ( كاپوسين ) ها را ريشليو با نامههائى از جانب لوئى چهاردهم در سال 1628 فرستاد .