و آنچه حاكى از شكوه و جلال اصفهان بود دريغ ننمودند ، اين شهر ديگر تجديد حيات كامل ننمود .
هرچند نادر شاه نسبت به آنجا توجهى مبذول داشت ولى اصفهان در نظر او بهاندازهء مشهد قدر و منزلت نداشت . كريم خان هم پايتخت را به شيراز انتقال داد و آقا محمد خان مركز حكومت را به تهران برد و استحكامات اصفهان را خراب كرد و فتحعلى شاه گاهى از آن شهر ديدن مىكرد و سرانجام هم در سال 1834 در آنجا وفات يافت .
پادشاه فعلى نيز فقط يكدفعه در سال 1851 آنجا را با قدوم خود سرافراز فرمود . بنابر آنچه گذشت اصفهان از قدر و مقام شامخ خود فروافتاده و اينك با جامهء ژنده و قامت آغشته به گردوخاك كه استعارهء بىموردى دربارهء وضع نزار كنونى شهر نيست - ماتمدار روزگار پرشكوه و جلال از دست رفتهء خويش است .
نقشهء شهر
ترتيبى كه من براى توصيف اين شهر اختيار مىكنم اين است كه اولا مشخصات عمدهء آن بيان خواهد شد سپس رفتهرفته محلات معروف و يا جالب شهر موردتوجه قرار خواهد گرفت و در هر مرحله نيز تفاوت بين عظمت قديم و انحطاط و حالت رقتبار فعلى خاطرنشان خواهد گرديد . يگانه نقشهاى از اصفهان كه من اطلاع دارم در ميان لوحههاى آقاى كوست « 1 » در كتاب ممتاز او بنام « عمارتهاى مدرن ايران » مندرج است : بطوركلى اصفهان در سمت شمالى زندهرود و جلفا در طرف جنوبى رودخانه واقع است . در ناحيهء مركزى اصفهان چندين عمارت بزرگ و باغها و ايوانها شامل محوطهء قصر كه در سمت غربى است وجود دارد و به ميدان بزرگ محدود مىشود كه به شكل مربع مستطيل است ، طول آن از شمال به جنوب و عرض آن از شرق به غرب است ، در جنوب شرقى ميدان ارگ واقع شده است . خيابان چهارباغ از ضلع غربى قصر مىگذرد و به پل بزرگ اللّه وردى خان و بعد از آن به جلفا منتهى مىشود . در سمت مشرق
هامش
( 1 ) -Cost