تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
در همين موقع بوده كه اصطخرى به آنجا رفته و آن را شهرى بسيار آباد ياد كرده و از لحاظ محصول ابريشم و پارچه‌هاى ظريف قابل تعريف بوده است . در اوايل قرن يازدهم سلطان محمود غزنوى آنجا را تصرف كرد و سپس به دست سلجوقىها افتاد و طغرل بيگ آنجا را محاصره و تسخير كرد . ناصر خسرو كه در سال 1052 ميلادى چندى بعد از محاصره در آنجا بود مىنويسد كه : شهر بعد از گرفتارىهاى محاصره تجديد حيات نموده و حوزهء محصورى را كه سه فرسخ و نيم محيط آن بود تشكيل مىداده است . بينامين تودلا چند سال بعد از آن ، اين وسعت و آبادانى آنجا را تأييد و قيد مىكند كه اصفهان پايتخت پادشاهى ايران است و 15000 نفر سكنهء كليمى دارد . چنگيز خان مردم آن شهر را قتل و غارت كرد ، اما تيمور از او هم در اين كار برگذشت و آن به قصد انتقام از حملهء اهل محل به پادگان مغولى اصفهان بود ، وى دستور قتل‌عام داد و هم به امر او با سر بريدهء 70000 نفر برجى برپا ساختند . در همان موقعى كه هنرى هفتم به پادشاهى انگلستان رسيد ، سياحان و نيزى باربارو و كونتارينى از اصفهان عبور كردند و آن دورهء فرمانروائى خاندان اوزون حسن از طايفهء آق‌قويونلو بود كه از اين جهت به دوره‌اى مىرسيم كه اين شهر ديرزمانى كم‌وبيش كرسى فرمانروايان بوده تا در زمان شاه عباس كه پايتخت سراسر امپراتورى گرديد .

شاه عباس كبير

اين شهريار بزرگ از روى دورانديشى و تدبير عالى در استقرار و تجليل دستگاه پادشاهى خود اين شهر را پايتخت برازندهء خويش ساخت و آن را با زيور و آراستگىهاى ممتاز كه ناشى از فكر و سليقه‌اى بلندپرواز بوده بپرداخت . چند تن از تاريخ‌نويسان اين كار او را بنابر دلايل سبك‌تر يا فرعى نسبت داده‌اند از قبيل ناسالم بودن هواى قزوين و دور بودن محل سلطانيه يا پيش‌گوئى منجمان ، ولى علاوه‌بر غرور و خودنمائى صورى كه اين پادشاه بدان نيك علاقه‌مند بود تدبير سياستمدارى هم وجود داشته .
ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 25 | جورج ناتانيل كرزن / غلام على وحيد مازندرانى