خلاصه
من بررسى خود را دربارهء آن نواحى ايران كه شيوخ و سركردههاى طوايف هنوز نيمه استقلالى دارند تمام كردهام و اين استقلال هم در مقابل قدرت حكومتى كه دستگاه تلگراف و توپ سنگين در اختيار دارد سريعا رو بزوال است و بواسطهء اختلاف و نقارهاى قوم و خويشى كه حكومت مركزى هيچگاه از تشديد آن كوتاهى ننموده لطمهء بسيار ديده است .
اين جريان خالى از تأسف نيست ، چون بهنظر من لرها و اعراب مردانگى و صفاتى دارند كه هنگام ضرورت دولت را نيك به كار خواهد آمد . هرگاه حكومت درست و ترتيب مالياتى عادلانه در اينجا معمول و رعايت شود همهء آنها از اتباع صديق دولت خواهند بود و با وجود وضع ناهنجار كنونى بعيد نيست كه در لحظهء احتياج باز خدمت و كار اين افراد مورد نياز واقع شود .