تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
بايد خيلى با احتياط رفتار كند . از اين‌رو نسبت به همه بدبين است و حاضر نيست كه به هيچ كشتى پا بگذارد كه مبادا توطئهء تبعيد و نابودى او در ميان باشد « 1 » . در نيزار كنار اقامتگاهش كرجى بخارى او « كارون » آماده است كه او را هر لحظه به محل امن‌ترى برساند . معاون او در محمره دچار محظور بسيار شده بود وقتى كه شنيد من مىخواستم بناى جديدى را كه در آن حوالى ساخته بودند بازديد كنم ، به من اخطار خصوصى امكان اغفال فرستاد . بتازگى شيخ شرط عقل را در اين دانسته است كه با كانون خطر سر همكارى نشان دهد و سرمايه و منافع مالى خود را در امور تجارتى بومى و پيشرفت تجارت رودخانهء كارون كه در فصل آينده مطرح خواهم ساخت به كار اندازد . در اين اقدام وى از حمايت وزير ولايت برخوردار است و بدين‌ترتيب شايد بهتر بتواند كه هر دو مقام خود را حفظ كند ، ولى جاى ترديد است كه بعد از او دولت ايران رياست هر شيخ عربى را كه واجد قدرت و اختياراتى باشد اصلا تحمل نمايد .

عادات اعراب

عربهاى كعب ناحيهء بين محمره و رودخانهء كارون را تا رود هنديان در جهت شرقى كه مسافتى در حدود صد ميل مىشود اشغال كرده‌اند . ثروت طبيعى اين منطقه بىاندازه است و از هر ناحيه‌اى با اين وسعت در ايران بيشتر آب دارد . رودخانه‌هاى كارون و جراحى و هنديان در اينجا جارى است و كانالهاى متعددى نيز در آنجاست و براى انواع غله و حبوب و ديگر محصولات مانند گندم ، جو ، ذرت ، برنج ، نيشكر ، پنبه ، خشخاش و نيل استعداد فراوان دارد . با مراقبت كافى شايد انبار غلهء بزرگى خواهد شد كه درآمد آن براى پر كردن خزانهء خالى دولت بسيار مغتنم خواهد بود . بواسطهء جنگ و جدال‌هاى محلى و طوايف و اجحافات مقامات دولتى به‌صورت بيابان خشك و خالى فعلى درآمده است كه در فرسخ‌ها اراضى هيچ اثرى كه مايهء خشنودى خاطر شود به‌نظر نمىرسد .
هامش
( 1 ) - بنابر شرح مندرج در تاريخ 500 سالهء خوزستان تأليف كسروى همدستان خزعل ، شيخ مزعل را هنگامى كه سوار كشتى مىشده است با تير زدند . م .