تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 24

مساهمون:

ص٢٤

ورود به شهر

بر فراز بناهاى كوتاه شهر هنگامى كه به مقصد نزديك‌تر مىشويم گنبد كبود و تك‌منارى جلب‌توجه مىكند در اين موقع است كه ما از ميان ديوار باغ‌ها و بين پيچ‌وخم‌هاى معمولى كوچه‌هاى تودرتو به پايتخت سابق ايران وارد مىشويم . از درون شهر ولى دور از ناحيهء بازارهاى عمدهء آن عبور مىكنيم و به چهارباغ مىرسيم سپس از زنده‌رود ( زاينده‌رود ) بوسيلهء پل اللّه وردى خان مىگذريم و باز بعد از نيم ساعت عبور از كوچه‌هاى پرپيچ‌وخم به جلفا در خانهء ميزبان خود وارد مىشويم . اينك دربارهء گذشته و حال اين پايتخت مشهور شاه عباس شرحى ذكر مىكنم .

تاريخ

اصفهان يا اسپهان ( كه اولى بيشتر متداول است مثل كلمهء پارس كه غالبا با تبديل پ به ف فارس تلفظ مىشود ) شايد همان اسپادانا باشد كه بطلميوس گفته است از نام خانوادگى نژاد فريدون است و در زبان پهلوى اسپيان
Aspigan
و در جاى ديگر آتريان
Athrian
خوانده مىشده است ، ولى هرگونه نقشى كه افسانه‌هاى كهن در وجه تسميهء اين محل داشته است لازم نيست كه در بحث تاريخ جديدى ذكر شود از اين‌رو از پرداختن به دوران باستانى جمشيد و جانشين‌هاى او صرف‌نظر مىكنيم : در عهد پادشاهان هخامنشى گويا شهرى به نام گبال يا گاوى ( گابا يا گبى ) در همين‌جا وجود داشته و بعدا در زمان ساسانيان « جى شده است » كه عمر آن را در سال 641 ميلادى پس از جنگ نهاوند تسخير نموده « 1 » ، در صدر اسلام درحدود سال 931 ميلادى اين شهر به نام اصفهان معروف بوده و به دست ديالمه يا آل بويه كه در فارس و عراق فرمانروائى داشتند افتاد . در آن موقع شامل دو محله بوده است يكى يهوديه ديگرى شهرستان يا مدينه يعنى شهر خاص كه در زمان ركن الدوله حسن پدر عضد الدولهء معروف اين دو بخش مجزا به‌صورت شهر واحدى درآمده است .
هامش
( 1 ) - نويسندگان عرب نوشته‌اند كه اهالى اصفهان 20000 سرباز به قشون ايران مىفرستاده‌اند .
ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 24 | جورج ناتانيل كرزن / غلام على وحيد مازندرانى