پايتخت خاندان صفوى رهسپار شدم كه آثار گنبد و منارههاى كاشىكارى آن كموبيش از دور نمودار شده بود علامت ديگر رشته قنواتى بود كه در آن راه جلبتوجه مىكرد . جلوتر از اين محل كوهها مانع ديدن دورنماى شهر بودند .
برج كبوتران
در حوالى شهر اصفهان جالبترين چيزى كه ديده مىشود عدهء زيادى برج گرد با منارهء كوچكى است كه بر رأس آن ساختهاند اين برجها گاهى شصت تا هفتاد پا ارتفاع دارد و آن را در وسط محوطه يا باغى برپا مىسازند كه در نظر كسانى كه با آن آشنا نباشند يادآور قلعههاى دورهء سركردههاى فئودال است ولى حقيقت امر اين است كه از اين جنبههاى رمانتيك پاك خالى است چون برج كبوتر است و براى حمايت اين پرندگان و پرورش آنها ساخته مىشود . اين كبوتران روزها در مزارع مىمانند و شبها در اين برجها به استراحت مىپردازند .
تصويرى كه من در اينجا آوردهام ( صفحهء 23 ) قسمت داخلى برج را نشان مىدهد و ملاحظه مىشود كه حفرههاى فراوان و چالهاى هم در وسط دارد كه براى انباشتن فضلهء اين حيوانات است و آن فضلهها در گرداگرد جاليزهاى مجاور پراكنده است .
اين چالهها را سالى يكبار تميز مىكنند ، ولى من گمان مىكنم خسارتى كه از اين پرندگان به كشتزارها مىرسد بهمراتب بيشتر از ارزش كود آنهاست .
در زمان شاردن گويا سه هزار تا از اين برجها در حوالى شهر بوده و در كتاب اولئاريوس خوانده مىشود كه پادشاه بر بالاى آن مىرفته و در كارى پيش قدم بوده كه بعدا در هارلينگام ( انگلستان ) يا مونتكارلو قرن نوزدهم متداول شده يعنى پرندگان را كه ايرانيان كبوتر يا نوكآبى مىنامند وقتىكه از سوراخ پرواز مىكردند با تير مىزده است .