فرقهء ايشان نشنيده است . از لحاظ قيافه و لباس بازشناختن آنها از اعراب بسيار دشوار است و باهم سرنوشت واحدى نيز دارند ، ايشان با خودى ازدواج مىكنند ، از كاهش و تحليل رفتن عدهء ايشان به فقر و نادانى اين جماعت مىتوان پىبرد .
ويرانههاى باستان
بارها در اين كتاب يادآور شدهام كه سراسر اين سرزمين كه مورد بررسى ماست در دوران قديم جمعيتى بيشتر و كار و زندگى بهتر و حكومت باعظمت واقعى داشته است . آثار شكوه گذشته مربوط به دورهء ايلام يا شوش كه نقطهء مبهم و خالى تاريخ بشمار مىرود يا عهد هخامنشى و دورهء درخشان ماد و پارسيان و ديرتر و نيز زمان برجستهء ساسانيان كه ايران در هريك از اين ادوار عظمت درخشانى يافته بود ، در سراسر اين منطقه از شرق تا غرب پراكنده است . در حوالى دزفول كه بعد از رشتههاى كوهستانى دشتهاى شوش يا ايلام فرامىرسد معظمترين اين آثار بهصورت نيمهويران كه تپههاى شوش باشد ديده مىشود .
شوشان
موضوعى كه سبب تهييج فكرى و اختلافنظر دانشمندان نسل پيش شده بود و حتى منتقد تيزبينى مثل رالينسن را دچار سرگردانى نمود ، يعنى راز هويت شوشان قدما ، اينك بهصورت قاطعى آشكار است . شوشتر ، سوزان و عناوين احتمالى ديگر از فهرستها حذف گرديده و محلى كه شرحش را در اينجا مطرح مى - سازم هويت ترديدناپذير خود را استوار ساخته است .
از بامداد تاريخ شوشان عرصهء تجليات و ميدان مبارزات پادشاهان بوده است . در اينجا در دورههاى مضبوط تاريخ قومى تورانى بودند كه فرمانروايانى از نجباى سامى داشتند و بعدا بهصورت قلمرو مقتدر و مستقل ايلام درآمد « 1 » آنها به زبانى كه سوزيان شناخته مىشود حرف مىزدند و آن يكى از سه زبانى است كه در كتيبههاى پادشاهان هخامنشى بوده و هنوز خوانده نشده است .
هامش
( 1 ) - نام ايلام در كتاب مقدس آمده است ، دلالت سامى اين كلمه نومااكدى يا كوهستان است كه بعدا نويسندگان قديمى نام پايتخت آن شوشان يا سوزا را سوزيانا نوشتهاند . پرفسور سايسSayceمىگويد كه سوزا يا سوسون يعنى شهر قديمى و از كلمهء سوزتى كه بهمعنى سابق است از متنهاى سوزيانى اقتباس شده است .