پنجاه سال پيش هنگامى كه ليارد در آنجا بود بز كوهى ( پاسنگ - پازن ) ميش كوهى ، گوزن ، غزال ، گرگ و خرس فراوان بود ، ولى سياحان بعدى چيزى كه قابل تشويق شكارچيان باشد نيافتهاند . اين قبيل افراد بختيارى براى كار سربازى استعداد عالى دارند و بطورى كه در موردى ديگر اشاره كردهام اميد است در آينده اين افراد كوهستانى در صف همقطاران اروپائى خود گام بردارند .
درحالحاضر آنها از جهات نظم و تعليمات پاك خاماند ، فقط دستههاى پراكنده بااستعداد لشكر پادشاهى محسوب مىشوند . اسما دولت اختيار دارد كه يك سوار و دو پياده از هر ده خانوار سربازگيرى كند ، اما در عمل فقط دو فوج سوار بختيارى است كه هركدام صد سوار مجهز و آماده دارد و يكى از آنها در تهران مستقر است و درواقع گروگان خوشرفتارى ايلاند ، نهآنكه از لحاظ قدرت نظامى مركزى شايانتوجه باشند و هر دو دسته هم در زير فرماندهى يكى از افسران جوان خانوادهء ايلخانىاند و شهريار هم درصدد سلب اين حق فرماندهى آنها برنمىآيد .
هر دو فوج را ايلخانى نگاهدارى و مجهز و اسبهاى آنها را فراهم مىكند ( اين نفرات بجاى كلاه سياه به رسم شناسائى كلاه سفيد دارند ) و از شاه مواجب مىگيرند آن هم بهصورت تخفيف عوايدى كه ايلخانى بايد بپردازد . راجع به افراد چريك بطورى كه بنابر دلالت محدود و خاص اين كلمه است مىتوان گفت كه ايلخانى قادر است از 8000 تا 000 / 10 نفر آمادهء جنگ فراهم سازد .
دزها
آثار طبيعى ديگرى هم در سرزمين بختيارى هست كه جا دارد به ذكر آن مبادرت شود . عمدهترين آنها چند سنگرگاه طبيعى در نواحى كوهستانى است كه در ايران دز مىنامند . اين استحكامات كه معمولا شامل كوه منفردى است يا قلهاى كوهستانى است كه در بعضى جاها سنگ را تراشيدهاند و دسترسى به آن سخت دشوار است و در همان بالاى كوه چراگاه گوسفند و چشمهء طبيعى يا چاه آب هست كه موجب تسهيل زندگانى نيمه فئودال ياغيان بوده و به همين منظور هم مورد استفاده واقع شده است .