از اين قبيل استحكامات در حدود جنوبىتر در منطقهء ممسنى نيز هست كه يكى بخصوص گل گلاب نام دارد و در جنوب بهبهان واقع است و دز سفيد كه باز از آن نام خواهم برد . دز ديگر كه متفاوت است در كانون ارژنگ در شمال غربى كوهستانهاى بختيارى است و آن مشتمل بر چندين غار و حفرهء كمعمق است كه در صخره ساختهاند و بزرگترين آن دوازده پا در بيست پاست و فقط بوسيلهء راه باريكى كه شيب تندى هم دارد مىتوان بر آن بالا رفت و به محراب خان سركردهء طايفهء عيسىوند لر بختيارى متعلق است . از خصايص اين سنگرهاى طبيعى آن است كه هرچند حملهء پياده بر آنجا سخت دشوار است ، ولى مىتوان اين استحكامات را از تپههاى مجاور و مقابل در اين روزگار جديد با توپ آسان گلولهباران كرد و بنابراين ارزش نظامى آنها به كلى نقصان مىيابد .
بروجرد
در انتهاى شمال شرقى سرزمين بختيارى شهر عمدهء بروجرد ( ارتفاع 5400 پا ) واقع شده است . اين شهر مركز و حاكمنشين ناحيهاى است كه در واقع به منطقهء اراك تعلق دارد ، ولى چون در چندين محال آن بختيارىها سكونت دارند و حاكم آن بر عدهاى از ايشان حكومت مىكند ، ذكر شرح اين شهر در اينجا بىمناسبت نيست .
بروجرد حائزاهميت تجارتى است ، زيراكه جادههاى دزفول ، كرمانشاه ، همدان ، تهران و اصفهان از آنجا مىگذرد و بطورى كه قبلا اشاره كردهام ، به اين مناسبت ، هم اهميت تجارتى دارد و هم نظامى . در اين شهر كسب و كار بسيار با رونق و مقدار جمعيت آن 17000 نفر است و در ناحيهاى پرآب واقع شده است و از آب دز مشروب مىشود و دهات فراوان دارد كه ميوههاى آنها مشهور است .
شهر با ديوارى گلى محصور گرديده و محيط آن پنج ميل است و پنج دروازه دارد .
از مصنوعات عمدهء آن چلوارهاى رنگين است كه طرحهاى محلى را بوسيلهء قالبهاى دستى كه چوبى است بر آن نقش مىكنند .
دزفول
درحدود غربى خاك بختيارى و حوزهء نهائى آب دز شهر جالب