تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
ميان خانوادهء سران طايفه كه گاهى ميرزا در دستگاه خود دارند . در دهات مستقر ملاى ده مكتب‌خانه دارد هرچند كه سواد آنها بسيار كم است . در ظاهر و بنابر ارث بختيارىها مسلمان‌اند ، اما نام پيغمبر و كتاب آسمانى را چندان به ميان نمى - آورند . مسجدى هم ندارند و مزار پيرها يا مردگان مقدس را احترام مىگذارند و زيارت مىكنند و هر سنگى كه بر مزار بگذارند ، نشانهء مستجاب شدن و يا برگزارى دعاست . با وجود اين بختيارىها عقيدهء سادهء خاصى دارند . به خداوند و وحدانيت او و به بهشت و دوزخ و همچنين به روز قيامت و آخرت معتقد هستند ، قبرستان آنها در دامنهء تپه واقع و بدون حصار و نرده است . پيكرهء شيرى كه ناشيانه و ناقص حجارى شده و بر آن شكل شمشير و تفنگ و خنجر و يراق و فشنگ شخص متوفى حجارى شده است بر قبر افراد ايل ديده مىشود « 1 » . صفات ايشان اختلاطى از وقار و سنگينى و هرزگى است ، زيراكه از طرفى باشرم‌اند ، اگرچه توأم با خوددارى است و خوش‌سلوك و مطيع و مهمان‌نوازند و به علايق خانوادگى و ايلى سخت پابند و از نقايص اخلاقى اكثر ايرانيها نيك منزه‌اند . از طرف ديگر اگر تحريك شوند خاصه در مورد خونخواهى پاك وحشىاند و اين اخلاق را نيز طى چندين نسل داشته‌اند . تا آنجا كه گاهى تمام افراد يك خانواده از بين رفته‌اند . در رشتهء دستبرد هم مهارت بسيار دارند و جهانگردى نيست كه اين عادت آنها را قيد ننموده و يا اثر آن را خود نديده باشد ، از استاكلر « 2 » در سال 1831 تا بانو بيشاپ در سال 1890 . در نظر اهالى شهرها شكل و ريخت ايشان نسبت به قيافهء دهاتيان ايرانى تفاوت و تازگى دارد . زندگانى آنها از
هامش
( 1 ) - فراير در قرن هفدهم در ايران اطلاع حاصل كرده بود كه علامتى از شير بر سنگ قبر حاكى است كه متوفى در عين نيروى بدنى و برنائى درگذشته است . اين قول را با داستانى مقايسه كنيم كه به پوزانياسPausaniasمنسوب و راجع است به اهالى شهر تب كه در جنگ بر ضد فيليپ از بين رفته بودند و قبرشان علامت شير داشت و آن دال بر مرگ دلاورانهء آنها بوده است . ( 2 ) -Stocqueler