شايستهء تهنيت است كه فرزندان احساساتى ايران آنجا را در تابستان بهشت مىشمارند . مشرف به باغها ، ده قهرود است كه يك دهكدهء معمولى نقاط كوهستانى است با خانههاى بىقواره كه يكى بر فراز ديگرى در شيب كوه واقع شده است و از آن قبيل در خراسان فراوان ديده بودم ولى در ايران مركزى ديده نشده بوده است « 1 » .
اهالى كوهرود ( قهرود ) و سه ( جه ) زبانى محلى دارند كه كلمات و اصطلاحات قديمى در آن بسيار است و زبانشناسان عقيده دارند كه شبيه زبان لرى و درى يزد و لهجهء سيوندى نزديك تخت جمشيد است .
جادهء اصفهان
از اينجا تا بالغ بر بيست ميل راه بين برآمدگىها و ارتفاعات واقع است و مسافر هنوز از يك بلندى بالا نرفته است كه مشاهده مىكند برآمدگى ديگرى درپيش است و برخورد با رشتههاى بىانقطاع كوه واحدى مسافر فرسوده را بيچاره مىكند . سرانجام به كاروانسرا و محل جالبتوجه تلگرافخانه سه ( جه ) مىرسيم و از همانجا است كه راه به سمت جلگهء اصفهان سرازير مىشود . بعد از فرسخى ديگر ده و پستخانهء بيدشك واقع است : سراشيبى از وسط راه مارپيچى ما را به دشت هموارى مىرساند كه از آنجا مىتوان چند ميل با چهارنعل سبك طى كرد .
علفزار باريكى از دور نشانهء ده مورچهخورت است كه در حوالى آن به تاريخ 13 نوامبر 1729 نادر افغان ، ها را شكست قاطع داد كه بهزودى از سرزمين ايران هم ريشهكن شدند و در همانجا به سال 1775 على مراد خان كه بواسطهء آشفتگى ناشى از مرگ كريم خان چهار سال پادشاهى كرده بود وفات كرد .
راه مرتفع مختصرى به كاروانسراى نادر شاه كه به امر مادر شاه عباس با آجر بر پايهء سنگى ساخته شده بود منتهى و در آن نقطه جلگهء اصفهان از مورچه - خورت مجزا مىشود از اينجا در بيابانى صاف و هموار با سرعت بسيار به طرف
هامش
( 1 ) - من آنجا را كوهرود نوشتهام اهالى محل كهرود مىنامند كه بيشتر شايع است و گاهى نيز قهرود مىگويند كه شايد همان كار و مندرج در سفرنامهء شاردن باشد .