و به باتلاقهاى حويزه ( دشت ميشان ) فرومىريزد . در سابق از كرخه دو شاخه به دجله جارى بوده يكى از راه الخود در عماره و ديگرى در پائين كرناه به شط العرب مىرفته ، اين شعبهها فعلا خشك است .
صفات و زندگى آنها
باآنكه سركار والى اختياراتى دارد كه قابل دخالت نيست باز مسئول جمعآورى عوايد ثابت سالانه است كه بايد وصول كند و به دولت تحويل بدهد . اين عوايد بوسيلهء سران متعدد تيرهها و خانوادهها بنابر - ميزان تقريبى سرانهء چادرها و يا مقدار احشام هر طايفه و تيره دريافت مىشود .
زيردستان والى شهرت نيكى ندارند و اين در اصل ارثى است ، اما دربارهء غارتگرى بخصوص ايل سگوند كه از طوايف باحيلاناند ، اين شهرت بد دوچندان شده است .
پنجاه سال پيش اين عناصر راهزن و ياغى بودند و به اتفاق ديركوندها كه قبلا هم اشاره كردم هنوز اسباب دهشت و هراس در جادههاى كاروانىاند .
سرهنگ بل در سال 1884 با عدهاى از ايشان سفر كرد و رئيس اين دسته حاجى على خان نام سعى كرد مال اين سركار مسافر را سرقت و بدنامى ايل خود را ثابت كند . با وجود اين پيشآمد سرهنگ بل روىهمرفته عقيدهء مساعدى نسبت به لرها پيدا كرده بود . وى انضباط و فرمانبردارى آنها را در زندگى چادر - نشينى ستود و عادات بىتكلف و خالى از افراط ايشان و سادگى طبيعى آنها را تحسين نمود . اين افراد به آواز خواندن و خوش بودن علاقهء وافر دارند ، از اينرو تمايلات سركشى و دزدى آنها شايد ناشى از رويهء عنادآميز و سياست ناپسنديدهء دولت است كه آنها را ناگزير به اين راه انداخته و يا از اثرات اين است كه ايشان آزاد به دنيا آمده و بىقيدوبند بزرگ شدهاند و گرنه علت نهادى غيرقابل اصلاحى نبايد در ميان باشد .
فيلىها از بختيارىها كه در حوزهء جنوبىترند و قد كوتاهترى دارند و جامه - هاى خوشرنگ مىپوشند بوده و تعدد زوجات بين آنها رواج دارد و تعداد زنان هم بسته به پول و تمكن جناب ارباب است ، چنان كه ميزبان سرهنگ بل رقم جالبتوجه