مظاهر عظمت طبيعت را باهم دارد ، مانند پرتگاههاى پربرف ، تپههاى سخت و ناهموار ، درياچههاى كوهستانى ، سيلابهاى مهيب و درههاى عميق كه مراكز ييلاقى يا اقامتگاه تابستانى ايلات است . در اين حدود و سامان كشت و زرع محدود است مردم فقيرند و گلهدارى يگانه وسيلهء تأمين معاش آنهاست .
در زمستان برف سنگين مىبارد و راهها از هرسو بسته و ارتباط با جهان خارج قطع مىشود . سپس دشتودمن و جلگههاى كوهستانى است و اراضى مرتفع از 2000 تا 6000 پا و شيبهاى ملايمى به طرف رشتههاى رفيع است . اين نواحى پست و پائين يا سراسر سال محل سكونت است يا در فصل زمستان پناهگاه افراد چادرنشين . در آنجا آب فراوان و زمين حاصلخيز است
در شمال شرقى در حوالى بروجرد ناحيهء سيلاخور است . از بروجرد تا اصفهان نيز دشتى واقع است با 200 ميل طول و از 40 تا 50 ميل عرض كه شامل ناحيهء فريدن مىشود . در اين ناحيه چندين خانوار گرجى و ارمنى دستهء اول مسلمان و عدهء دوم مسيحىاند و مىگويند كه شاه عباس اجداد آنها را در سال 15 - 1614 به اين حدود كوچ داده است .
در جنوب شرقى اين دشت در جانب اصفهان ناحيهء چهارمحال است كه آنجا هم سكنهء ارمنى دارد و ايشان در قلمرو بختياريها با آرامش و صفا زندگى مىكنند « 1 » . در جنوب رشتهء اصلى جلگههاى بلند مشابه مال امير و قلعهء تول هست كه ناحيهء دلپذيرى است و براى زندگى باديهنشينى نيك متناسب است و در فصول مختلف سال سكنهء آن آسان مىتوانند اقامتگاه خود را از محلى با 2000 پا ارتفاع به نقاط 12000 پا تغيير بدهند . در دامنههاى اين حدود بيشتر از هر نقطهء ديگر ايران غير از سواحل بحر خزر درخت و چوب فراوان است .
هامش
( 1 ) - هر دهكده كليساى خاص دارد كه بناى گلى بدون هيچگونه آرايش خارجى است ، اما درون آن كموبيش آراسته است . پيوستگى مسالمتآميز ارامنه و بختيارىها در اين نواحى ايران سخت مباين با زندگانى خوفناك و مخفى نسطوريها در جوار كردهاست كه شرح آن را در فصلى راجع به ولايات شمال غربى ايران خواندهايد .