اين طرز فكر ايرانى و عقيدهء ناصر الدين شاه بود كه تصرف فقط نود درصد از حق مالكيت نيست ، بلكه تمام اين حق محسوب مىشود . تصويب شدن رأى حكميت ژنرال گلداسميد بدون ترديد دال بر شناسائى و دانائى اين افسر گرانمايه بهشمار مىرفت ، وى كه بدينترتيب دلگرمى يافته بود درصدد برآمد كار دشوار و بىقدر و پاداش تعيين حدود سيستان را كه در يكى از فصول سابق اشاره نمودم تعقيب كند .
سرگرد سنجان هم در سال 1872 مأمور شد نقشههاى سرگرد لووت را بازرسى و تصديق نمايد آن نقشهها باآنكه كموبيش معلوم شده بود كه بوسيلهء عدهء قبلى تعيين قطعى و سرحدات از روى آن علامتگذارى نشده بعد از آن اقدام ، مرزها به انضمام ناحيهء كوهك كه ايران از تسليم آن امتناع ورزيد تا حد شمالى در جالق قطعى و علامتگذارى و در نقشهها به همين صورت متمايز گرديد و آن از خليج گواتر و قدرى در مشرق اين بندر كه به ايران واگذار شده بود شروع و از ميان مقسم آب رودهاى دشت و دشتيارى ( يا رودخانهء خواجو ) عبور مىكند و سپس با انحرافى به جانب شرق ، سرانجام از كنار رودخانهء ماشكيد تا باتلاق هامون در صحرا امتداد مىيابد .
تصرفات تدريجى ايرانيان
ايران سريعا درصدد برآمد كه وضع جديد متصرفات خود را سروسامان بدهد . در سال 1870 « پيشين » را گرفت كه در رأى حكميت نيز به نفع او شناخته شده بود و همين كه سنجان بازگشت حاكم بمپور هم مسئلهء كوهك را با زور حل و آنجا را اشغال كرد . اسفندك ، مورد ( مورتى ) و دريده كه در همين ناحيه واقعاند در سال 1872 تصرف شد .
در همين سال عربهاى مسقط كه تقريبا 80 سال بندر چاهبهار را دردست داشتند بوسيلهء وكيل الملك از آنجا طرد شدند . با شگرد كه تا سال 1874 در اختيار سيف اللّه خان تقريبا مستقل مانده بود تسليم گرديد و تصرفات ديگر نيز در حدود رودخانهء ماشكيد صورت گرفت .