تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
بنابر توصيهء رستم سلطان سركردهء ناحيهء خشت مورد حمله قرار داد . نفرات رستم ، خود را در زير پرتگاهها پنهان كرده بودند . سربازان كريم خان نيز از اصفهان و شيراز وارد و در جلگهء پائين مستقر شده بودند . بين اين نقطهء مهيب و دريا فقط يك راه باريك فرار هست . اسد خان در دام عجيبى گرفتار شده بود ، ولى سرانجام خود او گريخت و بعدا مورد عفو و عنايت فاتح بلندنظر قرار گرفت . پائين رفتن از كتل سه ربع ساعت طول كشيد . در دامنهء كوه دوباره به كرانهء رودخانهء شاپور رسيدم و چندى از ساحل چپ آن جلو رفتم و سپس در جهت جنوبى ، جادهء خشت را در پيش گرفتم و به آبادى كنار - تخته كه تقريبا در وسط جلگه است وارد شدم .

جلگهء خشت

جلگهء خشت به‌نظر من چندان زيبا نيامد فقط دو نخلستان وسيع داشت ، ولى خارشتر و بوته‌هاى ديگر در آنجا فراوان بود . به راستى كه تفاوت آثار طبيعت در ايران در فصل‌هاى مختلف سال به اندازهء اختلاف فاصلهء قطب جنوب تا شمال است ، چنان كه يكى از جهانگردان سابق كه در موسم بهار از خشت عبور كرده بود نوشته است : « در ميان كشتزارها گل خشخاش سرخ ، گل ميمون ، گل داودى ، گل ميخك ، گل خطمى و انواع گل‌هاى پيچكى و اقسام ديگرى بود كه هيچ‌وقت در انگلستان نديده بودم . چون فصل بهار بود همه شكوفه داشت و منظرهء دلپذيرى ايجاد شده بود كه مرا به ياد ايام تابستان انگلستان انداخت « 1 » مسافر فرانسوى پتى دولاكروا « 2 » در سال 1674 در خشت بود و به قدرى گرماى هوا او را ناراحت ساخته بود كه تمام روز در رودخانه دراز كشيد و مىنويسد صدها ماهى در پيرامون وى همىگشتند و سراسر بدنش را نوك مىزدند و به قدرى هم رام بودند كه هر مقدارى كه مىخواست مىتوانست با دست بگيرد »

كتل ملو يا ملعون

در فاصلهء سه ميل از كنار تخته ، جاده در جهت جنوبى مدتى سربالا امتداد مىيابد و سپس تا 1000 پا سرازير مىشود و اين همان كتل ملو
هامش
( 1 ) - سرهنگ جانسن در كتاب سفرى از هندوستان چاپ سال 1817 ( 2 ) -Petis de la Croix