خانوار است . در صنعتگرى و آداب زندگانى مردم ، شهرى بهتر از آن در سراسر ايران نيست . كاروانسراى آنجا بناى كمنظيرى است و از همهء آنهائى كه من در ايران ديدهام بهتر است » .
شاردن هم مهمانسراى شاهى را كه بوسيلهء شاه عباس ساخته شده بود ذكر نموده و آن را در سراسر ايران از بهترين مهمانخانهها محسوب داشته و نگاشته است كه شهر در زمان او دو رديف بارو و پنج دروازه و 6500 خانه ( با حومه ) و چهل مسجد و سه مدرسه و 200 مزار سادات داشته .
صنايع آن
ابريشم و حرير و مخمل و مليلهدوزى كاشان از ديرباز در شرق بلندآوازه بوده است . در قديم كرم ابريشم را بيشتر در همان حوالى پرورش مىدادند و مقدار كثيرى هم مواد خام از گيلان وارد مىكردند . مقدارى از پارچههاى قشنگ ابريشمى و كتانى هنوز در آنجا بافته مىشود كه از آن جمله است شال حسينقلى خانى ( كه گويا وى يكى از طراحان و يا سرپرستان اين صنعت بوده است ) كه شايد عالىترين نمونهء هنر بافندگى آن سرزمين باشد . همچنين مخملهائى كه با طرح خاص رگهرگه مىبافند و ظرفهاى منبت و مشبك آنجا نيز بسيار ممتاز است .
كاشان مركز انواع مصنوعات مسى است . سابقا اين فلز را از سيواس در تركيه از طريق طرابوزان و تبريز وارد مىكردند ، ولى حالا بهصورت ورقه از انگلستان مىآورند . بازار و نقاط پرجمعيت در قسمت جنوبى شهر است كه بناهاى عمده نيز در آنجاست كه از آن جمله است مسجد ميدان كه محرابى بسيار عالى دارد با كاشىهاى خيلى ممتاز و منارهء بلند خم شدهاى هم در آنجاست و كاروانسراى بزرگى انبار اجناس مبادلاتى است .
در سال 1870 سرهنگ اوان اسميت گزارش داده بود كه شهر بيست و چهار كاروانسرا براى فروش كالا و سى و پنج كاروانسرا براى اقامت مسافران بيگانه و سى و چهار حمام عمومى و هيجده مسجد بزرگ و نود مقبرهء امامزادهء كوچك داشت . وى عدهء جمعيت شهر را 90000 نوشت كه خالى از اغراق نيست هرچند