قم و توابع آن را تيول مادر خود ساخت ، ولى شرط راجع به بارگاه را چنان كه بايد و شايد انجام داد . وى بهجاى روكارى كاشى گنبد خشتهاى مسين زراندود گذاشت و مدرسهاى در جوار آنجا ساخت با درآمد موقوفهاى براى تحصيل يكصد طلبه و نيز بيمارستان و مهمانخانهاى تأسيس نمود و مىگويند هرساله 000 ، 100 تومان خرج آنجا مىكرده است و هروقت كه به قم مىرفته راه تا حرم را پياده مىپيموده و هنگامىكه دور از آنجا ( در اصفهان ) وفات يافت بنابر وصيتش او را در قم دفن كردند .
اخيرا گنبد ديگر را هم مطلا كردند و يكى از شاهزادگان كه حاكم همدان بود در آنجا ساعتى نصب كرد . رونق درخشان حياط وسيعى كه من در يك نظر ديده بودم مىگويند نتيجهء تعميرات دورهء امين السلطان مرحوم بوده است .
در يكى از حرمها كتيبهاى خطاب به حضرت على ( ع ) هست كه بواسطهء اصالت روحبخش مضمون آن شايسته است در اينجا نقل شود :
« اى ذات وصفناپذير بهراستى كه از بركت وجود تو است كه طبيعت سرشار از نعم و شايستهء ستايش است ، اگر هدف غائى از آفرينش ، ظهور وجود بىمثال تو نبود حوا همواره باكره و آدم پيوسته عزب مىماند » .
شهر
قم بهراستى وضع ممتازى دارد كه شايد در يك نظر آنجا را محل متناسبى براى پايتخت شدن جلوه مىدهد . شهر در كنار رودخانه واقع شده است و وضع مركزى عالى دارد و بسيارى از جادهها از قم مىگذرند : از تهران از قزوين از سلطانآباد ( اراك ) از بروجرد از يزد و از اصفهان و يكى از دو سه مهمانخانه شايسته اين نام را در سراسر ايران دارد و آن عمارتى آبرومند وصل به حرم است .
از طرف ديگر باآنكه رودخانه دارد مقدار آبش براى مصرف شهرى بزرگ كافى نيست و گرما در تابستان سخت طاقتفرساست . اين شهر از سابق بواسطهء خربوزه و خيار و اسلحهسازى و كفشدوزى و كوزهء گردنهباريك ( تنگ ) براى خنك كردن آب شهرت داشته و راجع به اين موضوع آخرى شاردن نوشته است :