خيلى آباد بوده ، ولى در اواخر قرن پيش بهدست تركمنها خراب شد و آن غارتگران حتى تا آن مسافت بعيد تاخته بودند ( در اين مورد از طايفهء يموت بودند ) در سال 1810 سرجان ملكم در راه تهران با يكى از بازماندگان آن قتل و غارت صحبت كرده بود .
از آنجا در راه كاملا هموارى تا كاشان پيش رفتيم . حلقهء باريك دود از دور مانع پى بردن بهوجود شهر است . شهر در دامنه رشتههائى است كه بواسطهء فقدان اصطلاح متناسب ، قهرود يا كوهرود ( بنام شهرى در همان حدود ) خوانده مىشود ، اما درواقع رشتهاى از همان سلسله جبالى است كه بدون انقطاع از كاشان تا يزد و كرمان امتداد دارد .
كاشان
روايات محلى تأسيس كاشان را به زبيده زن هارون الرشيد منسوب ميدارد ، ولى محل ترديد نيست كه اين شهر خيلى جلوتر از آن وجود داشته چون بنابر قول يكى از مورخين محلى قم و كاشان هريك 20000 سرباز براى لشكر آخرين پادشاه ساسانى گرد آورده بودند . بعضىها نام آن را شامل دو كلمهء : كى و آشيان يعنى مقر سلطان دانستهاند . ظاهرا از روزگاران قديم كاشان به پنج چيز مشهور بوده است : استعداد صنعتى اهالى آن ، شال ابريشم ، كارهاى مسگرى ، كاشىسازى و عقرب . جفرى دوكت « 1 » كه يكى از عمال انگليسى بود و در پنجمين سفر دستهء كمپانى انگليسى مسكوى در قرن شانزدهم با كشتى به ايران عزيمت كرده بود به سال 1573 به كاشان رفته است و چنين نوشته :
« شهرى است سراسر كسب و تجارت و بيشتر از همهجا در اين شهر دادوستد مىشود و بازرگانهاى هندى بسيار در آنجا رفتوآمد دارند . شهر از لحاظ حكومت كشورى صالح و نيك ممتاز است . در آنجا بيكار ديده نمىشود اطفال حتى پنجساله مشغول كارند ، قماربازى با طاس يا كارت مجازات مرگ دارد » .
جان كارت رايت « 2 » واعظ در سال 1600 آنجا را مخزن و انبار كالا براى سراسر ايران يافت . سرتامس هربرت در سال 1627 نوشته است : « در مقام قياس اين شهر نجيب هيچ دستكمى از يورك يا نوريچ ندارد . سكنهء آن 4000
هامش
( 1 ) -geoffreyDucKet( 2 ) -Cartwright