« از خواص عجيب اين ظرف سفالين سفيد آن است كه در تابستان آب را به وجه بسيار دلپذيرى زود خنك مىكند و آن در اثر تبخير دائمى است ، از اينرو كسانى كه طالب نوشيدن آب خنك و مطلوب باشند هيچوقت از كوزهء واحد بيش از پنج شش روز استفاده نمىكنند و روز اول هم درون آن را با گلاب مىشويند تا بوى زنندهء خاك را بر طرف سازد و كوزه را پر از آب آويزان مىكنند و در پارچهء نمدارى مىپوشانند . روز اول يك چهارم آب در عرض شش ساعت تبخير مىشود سپس رفتهرفته كمتر تا آنكه سوراخها بوسيلهء ذرات موجود در آب مسدود و مانع تبخير مىگردد كه با اين ترتيب تمام آب باقى مىماند و بايد كوزهء تازه خريد » .
مردم
بطورىكه در چنين محل مقدسى دور از انتظار نيست عدهاى از سكنهء آن سادات و ايشان افرادى متعصباند كه بر سبيل عادت خود را از خطا و گناه مصون مىپندارند و خيلى هم خرافاتىاند . در اين شهر كليمى يا زردشتى نيست و بانوان انگليسى وابسته به دستگاه تلگرافخانه گاهى از لحاظ احتياط با چادر از خانه خارج مىشوند . اين قبيل امور كمكم در سراسر شرق از بين مىرود ، ولى قم چنان محلى است كه جرقهاى اتفاقى ممكن است موجب حريق خطرناكى شود . آنجا را دارالامان مىنامند كه معلوم مىدارد بارگاه آن ، پناهگاه مصونى براى فراريان مسلمان است و بعضى از مجرمين با فرار به محوطهء چهارديوارى آنجا از كيفر كار خود گريختهاند . از قرار معلوم قمىها در سرزمين خود شهرت نيكى ندارند ، در اين باب مثلى هم هست .
جادهء پستى
هنگام ترك كردن قم سه ربع ساعت طول كشيد تا از خيابان و بازار و كوچههاى آن عبور كنم و به محوطهء باز كنار شهر برسم . از آنجا با يورتمه بر اسب عالى كوتاهى زود به ايستگاه پستى پاسنگان رسيدم و آن در كاروانسرائى بر دامنهء تپههائى در جنوب شرقى واقع بود . پس از عبور از كنار اين تپهها راه پرسنگى درپيش بود . از رودخانه عبور نموده به كاروانسراى بزرگ شوراب آمدم كه هشتاد سال پيش ساخته بودند و باز از آنجا با طى راه از ميان تنگهاى خشك و طولانى به جلگهء ديگر آمديم كه چاپارخانه و كاروانسراى سنسن ( كه امين الدوله وزير برجستهء دورهء فتحعلى شاه ساخته ) در آنجا در پاى كوه واقع است ، سنسن روزگارى