داراى همان خصايصى است كه در لوحهء ديگر بوده كه به عقيدهء من والرين است و آن شخص ايستاده سيرياديس است كه خلعت دريافت مىدارد .
تصاوير عقبى خادماناند كه تاج گلى را به شاپور تقديم مىكنند تا به دست - نشاندهء اهل سوريهء او تفويض شود و مظهر نبوغ هم برفراز سر او در پرواز است و سربند ساسانى را كه باز نشده است به شاپور اهدا مىكند . در حجارى آن افرادى كه كلاهخود نوكتيز بر سر دارند نگهبانان شاهىاند و جمعا پنجاه و هفت نفرند و انگشت سبابه را به علامت حرمت بلند كردهاند . پانزده نفر در پائين و چهارده تن ديگر در هريك از دو رديفاند . در قسمت ديگر صحنه در مقابل پادشاه گروه انبوه جالبى از اسيران و خراجگزاران و ملازمان و نشانههاى پيروزى ديده مىشود .
در طبقهء زيرين دو ارابه كه اسبها مىكشند و رومىها بيگا ، مىنامند و بيرقى كه ظاهرا عقاب رومى است كه در جنگ بدست آمده است و ديگر خادمان كه سينى بر دست دارند .
صحنهء دومى كه موازى با پيشگاه شاهى است داراى دو رديف تصوير است .
دستهء جلو بنابر قول تكسيه توسن جنگى والرين و فيلى همراه مىبرند و دو رديف بالا هم خادماناند كه غنايم و پيشكشىها را بر دوش حمل مىكنند و دو شير يا پلنگ همراه دارند . تصاوير مقابل پادشاه سى و سه نفرند . طبقهء پائين صحنه را آب مجراى مذكور به كلى برده است .
لوحهء چهارم - اسيران
صحنهء بعدى همان است كه بواسطهء آب مجراى آسياب آسيب شديد ديده است . قسمت زيرين آن هم در اثر كار آقايان استولزه و اندريس صاف و تميز شده است و يكى از شهرياران ساسانى را سوار اسب نشان مىدهد كه تعظيم و تقديمىهاى اسيران را دريافت مىدارد .
پادشاه از سمت چپ صحنه كه اندازهء آن بيست و يك پا طول و دوازده پا عرض است پيش مىآيد ، كلاهخود بالدارى نوكتيز بر سر دارد كه در بين بالها كرهء ويژهء ساسانى واقع شده است . موهاى سرش نيك تابيده و برآمده است و يراق خاندان ساسانى در عقب سر و شانهء او در هوا متموج است . دم اسب او گره بزرگى