ابن بطوطهء مراكشى در سال 1330 ميلادى به آنجا رفته بود تا مزار ابو اسحق كازرونى را زيارت كرده باشد . اما اين وجود قدسى از آن پس پاك فراموش شده است . شهرى جديد را كه شامل بالا و پائين محله است جعفر خان زند در حين آشفتگىهاى اواخر قرن گذشته ويران و برج و باروهاى آن را با خاك يكسان كرد .
كازرون فعلا 2000 تا 2500 نفر سكنه دارد .
علاوهبر چيزهائى كه اشاره كردهام اين شهر بواسطهء كشتىگيران پهلوان خود نيز مشهور است و نيز محصول پنبه و موم كه مكگرگور براى رفع نيازمندىهاى سربازان هندى توصيه كرده بود . در خارج شهر باغ خوشمنظرهاى هست به نام باغ نظر كه بنابر قول آرنولد مربوط به يكى از پادشاهان قديم موسوم به تيمور ميرزا بوده است . گاهى آنجا را براى اقامت خارجىها اختصاص ميدهند .
من در تلگرافخانه اقامتگاه راحتى داشتم . در جلگهء كازرون خشخاش و تنباكو فراوان كاشته مىشود و زمين را با آب قنات آبيارى و بدين وسيله كشت و زرع مىكنند و سبزيجات و حبوبات نيز مىكارند .
ديدارى از ويرانههاى شهر شاپور
هنگام توقف در كازرون خواه در حين سفر به جنوب يا برعكس هيچ مسافرى نبايد از بازديد ويرانهها و نقوش برجسته و حجارىهاى پايتخت قديم شاه شاپور كه به نام او نيز مشهور است صرفنظر كند .
الواح سنگى بر كوه در اينجا خواه از لحاظ تعداد و اندازه و يا اهميت از آنچه در فصل نقش رستم تعريف كردم بالاتر است .
شاپور در انتهاى شمال غربى جلگهء كازرون واقع و تا آنجا پانزده ميل فاصله است و يك سوم راه هم در مسير جادهء خليجفارس واقع شده است كه بنا براين در بين راه نيز مىتوان به اين كار پرداخت و به مقصود رسيد . مسافر بيگانه هنگام عزيمت از خليجفارس بايد ترتيبى بدهد كه از كمريج به آنجا برود به اين ترتيب كه صبح زود حركت كند تا بتواند روز طولانى در شاپور بگذراند و چون در آنجا وسيلهء اقامت نيست هنگام غروب به كازرون وارد شود . چون من قاطرها را