در قسمت تورفتگى كوه خيمهگاه موردعلاقهء باديهنشينهاى ايل ممسنى است كه عدهء ايشان در آن حدود بسيار زياد است . چادرهاى سياه آنها كه از پوست بز مىسازند در كوهپايه نصب شده بود . از زنى بىحجاب ، شير بسيار مطبوعى خريدارى كردم . ايل ممسنى كه در فصل آينده راجع به ولايات جنوب غربى ايران دربارهء آنها شرحى بيان خواهم كرد سابقا از راهزنان چيرهدست بودند ، ولى از موقع حكومت قدرتآميز و سختگيرانهء حضرت و الا والى فارس كه اشاره كردم وضع و رفتار نسبتا آرام دارند . اين باديهنشينها به طرز خاصى عسل مىگيرند . كندوى آنها شامل چندين كوزهء گلى است كه به شكل لوله كنار يكديگر قرار مىدهند و با خار خشك مىپوشانند . مدخل آن روزنهاى است كه در بشقابى كبود سوراخ مىكنند و لولهها را از همين روزنه مىبندند . عسل آنجا بسيار مرغوب است .
تخت تيمور
نزديك آن محل در عقب محوطهء ويرانى كه سابقا حياط مسافرخانه بود نقش برجستهاى در كوه ديده مىشود و آن تقليد ناقصى از طرز كار دورهء ساسانى است و شاهزادگان قاجار علاقهء سرشارى نسبت به اين كار ابراز مىداشتهاند .
در اين نقش تيمور ميرزا قهرمان است و او يكى از شاهزادگانى است كه به سال 1837 پس از سركشى نافرجام پدر خود حسينعلى ميرزا فرزند فتحعلى شاه والى فارس در لندن رحل اقامت افكنده بود . اين جناب تيمور وقتى كه حاكم كازرون بود تصوير خود را بر آن تختهسنگ يادگار نقش كرد با تصوير شيرى كه آرام در كنار او ايستاده و نوكرى قليان بهدست و چند تن خادم و يك دانه عقاب .
تصويرها از اندازهء طبيعى بزرگتر است . كه در اصل نقاشى و زراندود شده بود و فعلا كموبيش از بين رفته است . بواسطهء انزجارى كه نسبت به خاندان قاجار هست هرعابر آنچه از دستش برآيد از صدمه و آسيب نسبت به تصوير تيمور گردن - فراز روگردان نيست ، آنجا را گاهى تخت تيمور و گاهى نيز نقش تيمور گفتهاند .
كازرون
در پائين تپه از راه سنگفرشى به نام آبگينه ، جاده از كنار مرداب به درياچه و سپس به جلگهء كازرون منتهى مىشود كه تا شهر در حدود هشت ميل فاصله است . وقتى كه از دشت ارژن به ميان كتل رسيدم تفاوت محسوسى در