تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤

كار ناتمام

قبلا اشاره كرده بودم كه در موقع حفريات تپه‌اى كه در عقب كاخ داريوش است آقايان استولزه و اندريس چيزى جز خرده‌ريزهاى بنائى نيافته بودند كه حاكى از اين بود كه كار ساختمانى ناتمام مانده و شايد هم در اثر پيش‌آمد جنگ يا بلهوسى فرمانروا متوقف شده و خيلى هم محل احتمال است كه با سقوط خود پادشاه كار تعطيل شده باشد . از اين قبيل شواهد در قسمت‌هاى ديگر ايوان نيز ديده مىشود مثلا جاهائى را براى نقش و كتيبه صاف و آماده كردند ، بدون اينكه چيزى منقوش شده باشد و سنگ‌هائى ديده مىشود كه تيشه‌كار فقط نيمى از آن را پرداخته و بقيه را ناتمام گذاشته است . استولزه حتى مبالغه و اظهارنظر مىكند كه شايد تمام ستون‌هاى كاخ خشيارشا را نصب نكرده بودند و گرنه بايستى كه خرابه‌هاى زيادترى باقى مانده باشد . اين معما را من بيشتر به تغييرات كلى در وضع و حال سياسى نسبت مىدهم .

مقبره‌هاى شاهى

اما همه جاهاى شايان توجه تخت جمشيد فقط همان - هائى نيست كه در صفه است ، همانطورى كه داريوش و سه تن از جانشينان او صخره‌هاى معروف به نقش رستم را براى مقبرهء سنگى خود كه دور از دسترسى آسان باشد برگزيده بودند ، سه تن ديگر از شهرياران همين خاندان نيز از ايشان پيروى كرده و در انجام منظور ، كوه رحمت را كه در مجاورت مقر فرمانروائى و محل جشن‌ها و بزم ايشان بوده انتخاب نمودند . يكى از آرامگاه‌هاى شاهى درست در عقب تالار صدستون واقع است . مقبرهء دومى در فرورفتگى كوه و قدرى در جهت جنوب شرقى ايوان است و سومى كه ناتمام مانده است كنار صخره به فاصلهء سه‌چهارم ميل در طرف جنوب واقع شده است . زمينهء كوهستان در اينجا مثل نقش رستم نيست كه بلند و داراى پرتگاه باشد . بنابراين بين دو دسته مقبره‌هاى مزبور تفاوت هست . در تخت جمشيد مقبره به‌صورت قائم بر جاى رفيعى در كوه كنده شده است تا فقط بوسيلهء ريسمان يا ماشين قابل ورود باشد ، برعكس در اينجا با نهايت سهولت مىتوان از پائين به مقبره وارد شد ، هرچند كه در مورد مقبرهء سومى با كشيدن پنج