جا دارد به يكى دوتا از آثار فرعى نيز اشاره كنم و از جمله چيزى كه خيلى هم قابلتوجه است و به هيچوجه هم نامعلوم و مكتوم نيست وجود عدهء زيادى مجراهاست كه نويسندگان قديم راههاى زيرزمينى ناميده بودند ، اما به احتمال قوى راه آب است .
دهنهء اين مجراها لابد در زمان سابق خيلى بيشتر از حالا نمودار بود .
آبروهاى زير كاخ خشيارشا درحالحاضر تنها مجرائى است كه چشمگير است .
كاملترين بررسىها را دربارهء اين مجارى بالغ بر دويست سال پيش شاردن انجام داد ، وى نوشته است كه اين راهها در پنج پا زير كف بنا از هر طرف كشيده شده بود .
وى از جناح شرقى آن تا سى و پنج دقيقه پيش رفت كه يك چهارم فرسخ مىشود و فقط بيم و هراس همراهان او را از پيشروى باز داشته بود . وى مىنويسد لبههاى اين مجرا مثل شيشه صاف بود . موريه در سال 1809 آزمايش او را تكرار نمود :
« در ميان سنگهاى شكسته از قسمت مقدم بنا تقريبا مجاور پلكان ويران آبرو زيرزمينى بزرگى هست ، ما به درون آن وارد شديم كه در بعضى جاها به عمق ده پا در سنگ كنده بودند . اين بستر آب جهت شرقى غربى داشته در سمت مشرق شيب آن تا بيست و پنج گام مىرسيده و سپس باريك مىشود ، در بعضى جاها ناچار چهار دستوپا جلو رفتم ، بعد دهانه فراخ مىشود به حدى كه آدم متوسط - القامه مىتواند در درون آن بايستد » .
وضع و تركيب چندتا از اين مجراها و به احتمال قوى تعداد معدودى از آن در نقشهء فلاندن و كوست منعكس است . مقدارى از آنها را در سنگ كندهاند و جاهاى ديگر سنگفرش و لبهسازى شده بود و از شرح ديگران برمىآيد كه ارتفاع آنها به تفاوت كم و زياد مىشود . ورقهء گل در ته آن نشان مىدهد كه براى چه منظورى بوده و گويا دو مصرف داشته است يا براى بردن آب خوردن و آبيارى باغها از منابع كوهپايه يا به قصد عبور فاضل آب از ناودانهاى سقف و يا آب اضافى كف ايوان . تحقيقات بيشترى در اين زمينه نتايج عمدهاى ندارد ، ولى خالى از فايده هم نخواهد بود .
ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 223
مساهمون: جورج ناتانيل كرزن
ص٢٢٣