تپهء بزرگ
قبل از ترك كردن اين كاخ توجهى به اين مطلب بىمناسبت نيست كه بين رواق سمت شمالى و عقب ستونهاى تالار بزرگ خشيارشا تل خاكى است داراى تقريبا صد يا رد طول كه فعلا فقط بهصورت تپه است و از سطح ايوان به اندازهء قابل ملاحظهاى ارتفاع دارد و حدس زدهاند كه در زير اين تودهء خاك آثار دستگاه ديگرى نهفته است . كرپورتر احتمال داده است كه در زير آن همان تالار عيش و بزمى بوده كه اسكندر در عالم مستى بهكار پليد آتش افروختن دست يازيده بود . سيزده سال پيش آقايان استولزه و اندريس از ميان قسمتى از آن شيارى حفر كردند ، ولى جز خرده مصالح بنائى چيز ديگرى به دست نيامد .
اميد است كه كاوشهاى بيشترى در زير اين تودهء خاك بنمايند نه با اين اميد كه كاخ ديگرى كشف شود ، بلكه دليل ديگرى كه به همان اندازه مهم است و آن اين است كه معلوم شود چه قبيل آجر و كاشى و وسايل تزئين بوسيلهء معماران دورهء هخامنشى در بناهاى ايوان بهكار رفته بوده است .
من از اين مقدار محدود حفريات خرسندى خاطرى حاصل نتوانم كرد ، مگر تا وقتى كه مانند آكروپليس آتن همهء سطح و روى ايوان درست زيرورو شود و فقط در اين صورت است كه خدمت باستانشناسان به پايان و رأى ايشان نيز به گوش اهل جهان خواهد رسيد .
بناى جنوب شرقى
در ايوان تحتانى يا اصلى به فاصلهء 180 يا رد عقب يا مشرق كاخ خشيارشا بقاياى ساختمان ديگرى است كه ظاهر ناقصى دارد ، زيرا كه نيمى از آن تا حد درگاهها و طاقچهها زير خاك است . اين بنا از سنگهائى است كه در سياهى و صيقلى مانند سنگ كاخ داريوش است ، در محوطهاى با هشتاد و نه پا طول و شصت و يك پا پهنا و رواقى كه پنجاه پا درازا و سى و پنج پا و نيم عرض دارد ، و چنين مىنمايد كه داراى شانزده ستون در چهار رديف و هر رديف هم با چهار ستون بوده است و اثرى از اطاقهائى در حواشى آن ديده نمىشود و مثل اين است كه سراسر بنا تقليد و يا نمونهء قبلى تالار بزرگ صد ستون است