والى فارس در زير نظر دكتر اندريس به سال 1879 حفارى شده بود پر از پايههاى سنگى و قطعات استوانه و ستون درهموبرهم فروريخته است و از بقايا ، چنين معلوم مىشود كه ستونها سرستون دو يا سه سره كه خاص دورهء هخامنشى است با پايههايى به شكل گل نيلوفر آبى و بدنههائى با نيمتنهء گاو داشته و حتى يك ستون هم سالم نمانده است ، اگر قطعات يكى از آنها را جمعوجور كنند معلوم مىشود داراى 37 پا ارتفاع و بين پايهها نيز بيست پا فاصله بوده است .
حجارىها
نقوش برجسته درگاههاى اين تالار از بيشتر حجارىهائى كه تا حال ذكر شده است بزرگتر مىباشد . در دروازههاى شرقى و غربى جدال بين پادشاه ( پهلوان ) و هيولاى غيرقابل وصف باز بهصورت بارزى جالبتوجه است .
در درگاههاى جنوبى پادشاه بر تخت كه روى سه سكو قرار گرفته جلوس نموده و سرير شاهانه بر اسلحهء اقوام فرمانبردارش كه در رديفهاى پنج نفرىاند ، نگاهدارى شده است .
سايبانى ظريف را كه لبههايش منگولهدار است روى سر او گرفتهاند و بر فراز آن پيكرهء بالدار اهورامزدا در فضا حافظ وجود پادشاه است . اين صحنه را قبلا هم ديده بوديم ، ولى در دروازهء شمالى تصوير بس عالىترى حجارى شده است كه پادشاه را بر تخت يا كرسى بلند عقب بستهاى در حال جلوس نشان مىدهد كه پاهاى او بر چهارپايه نهاده شده و نگهبانان در عقب سر او ايستادهاند و ملازمى بادبزنى را بالاى سر پادشاه نگاه داشته است .
بر زمين در جلو او دو عودسوز ديده مىشود و در عقب آن باز دو چهرهء ديگر است كه شايد سفيران يا وزيران باشند كه براى تقديم درود و احترامات آمدهاند . در قسمت زيرين پنج رديف جنگاوران با نيزه و سپر و تركش و كمان ديده مىشوند كه جمعا پنجاه نفرند و تفاوت لباس و روسرى ايشان نشان مىدهد كه از اتباع مليتهاى گوناگون پادشاهند . در صحنههاى شاهانه ، وى در همهجا با نيم تاجى بر سر و موهاى مجعد و ريش دراز فرزده و در جبهء ارغوانى امپراتورى