تصور دليلى در دست نيست . فرگسن معتقد است كه عمارت شورى در مقابل قصر خشيارشا است ، ولى به بقاياى هيچكدام از رواقها شباهتى ندارد و در روبرو و يا مربوط به ساختمان ديگر خاصه كاخ خشيارشا نيست و آن به عقيدهء من يكى از تالارها يا عمارتهاى متعدد بهشمار مىرفته است و لزومى هم ندارد كه براى تشخيص آن خود را در قيد و بندهاى فرضيات گوناگون گرفتار سازيم .
تالار صدستون
سرانجام در حوزهء تالارها ، نه آثار ديگر به آخرين آن مىرسيم كه بزرگترين بناى تخت جمشيد و همان ساختمانى است كه از وقتى كه در نيمهء اين قرن و بخصوص پس از حفريات سال 8 - 1877 م محل آن بهدرستى شناخته شده است به تالار صدستون معروف گرديده و آن در قسمت تحتانى ايوان يعنى در همان سطح رواق خشيارشا و آثار ديگرى واقع شده است كه شرحش را تازه باز نمودهام و از همهء ويرانهها به كوه نزديكتر و در حقيقت به فاصلهء كمى از كوهپايه واقع است و شامل تالار تك بزرگى است كه ابعاد داخل مربع آن 225 پاست و سقفش بر صد ستون تكيه دارد ، در ده رديف كه هركدام هم ده ستون داشته و در جناح شمالى آن رواقى بوده با شانزده ستون در دو رديف هشت ستونى كه جمع كل در سراسر بنا 116 ستون مىشود .
در هريك از دو جناح رواق كه اندازهء آن 180 پا در 51 پاست پيكرهء عظيم گاو ، رو به شمال ديده مىشود ، كرپورتر آن را مجسمه تصور كرده بود ، نه نقوشى كه برجسته كنده باشند ، ولى دليلى در ميان نيست كه با ديگر حجارىهاى مشابه آنجا تفاوت داشته است يعنى نقوش سنگى نيك برجسته از جلو و در طرفين بهصورتى كه در رواق خشيارشا ديدهايم .
از اين رواق دو درگاه با ارتفاع و پهناى بيشترى از ساير بناها به تالار صد ستون راه دارد . در حواشى تالار چهل و هشت درگاه و پنجره و طاقچهء سنگى هست نظير آنچه در كاخهاى داريوش و خشيارشا ديده شده است كه در قديم با ديوار خشتى به ضخامت ده پا با هم مربوط بوده و از روزگاران خيلى سابق ناپديد شده است . داخل اين تالار كه بوسيلهء كارگران فرهاد ميرزا احتشام الدوله