كه شرحش به زودى خواهد آمد و چنين مىنمايد كه كاخ يا تالارى شاهانه است .
چون تصاوير پادشاه بر درگاه جنوبى با بادبزن و در درگاه شمالى با چتر و در جناحهاى شرقى و غربى پيكرهء پادشاه در حال جدال با هيولاست كه بر ران عقب افتاده است . اما نبشتهاى آنجا نيست كه هويت شهريار را معلوم سازد .
فرگسن تصور مىكند كه اين از نخستين ساختمانهاى ايوان است چون بهصورت يكپارچه و با صلابت و بزرگى بيشترى از ديگر ساختمانهاست ، بعضىها حدس زدهاند كه شايد از آثار دورهء كوروش و كمبوجيه بوده است ، اما نبايد فراموش كرد كه فرگسن شخصا تخت جمشيد را نديده است و در هيچ نقطهء ايران هم اثرى از بناهاى پيش از داريوش پيدا نشده است و درواقع به عقيدهء من كوروش و كمبوجيه مدتها قبل از پايهگذارى تخت جمشيد در زير خاك غنوده بودند .
بناى مركزى
حال به طرف شمال رو مىگردانيم و همانجا در عقب تپهء بزرگ كه در جناح شرقى كاخ داريوش واقع است ساختمانى است كه بواسطهء فقدان اثر و علامتى خاص عموما به بناى مركزى موسوم شده است ، طرحى عجيب دارد و به همين دليل سبب فرضيات گوناگون گرديده است و آن شامل سه درگاه بزرگ است كه بر سطح درونى يا پايگاه آن تصوير پادشاه در حالت جلوس و يا در زير چتر شاهى و در بالاى سر او هم اهورامزدا بهصورت هالهء بالدار حجارى شده است .
در درگاه شرقى به تصوير تازهاى برمىخوريم كه در بناهاى بعدى مكرر خواهيم ديد و آن پادشاه را بر تختى سه طبقه با سه رديف شامل نه تصوير در حال جلوس نشان ميدهد كه بازوى خود را بالا برده است و نسبتا شبيه تصويرى است كه در مقبرههاى نقش رستم ديده مىشود . در وسط بين درگاههاى شمالى و جنوبى پايههاى چهار ستون هست و اينكه منظور از بناى آن ساختمان جالبتوجه چه بوده است هيچ معلوم نيست .
كرپورتر كه همواره به كارها جنبهء مذهبى مىداده خيال كرده است كه نمازخانهء خصوصى پادشاه و آن چهار تا پايه هم ، آتشدان بوده است . اما براى اين