تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠

پلكان جنوبى

به‌طورىكه ذكر شد مدخل اصلى قصر داريوش در سمت جنوب واقع شده بود ، حفريات فلاندن و كوست در پنجاه سال قبل در اين‌جا حجارىها و كتيبه‌هائى را كه نويسندگان سابق درست متوجه نشده بودند نيك نمايان ساخته است . در اينجا هم مثل تالار بزرگ خشيارشا جبههء ايوان ( صفه ) بوسيلهء كنده - كارىهاى ممتاز آرايش يافته و دو دسته جنگاوران مسلح با نيزه‌هاى عظيم و سپرى بر دوش رو به صحنهء مركزى در حركت‌اند كه مانند دو صحنهء مشابه ديگر كه در انتهاى خروجى است حاوى كتيبه‌اى ميخى راجع به پادشاهى هر دو شهريار يعنى داريوش و خشيارشاست و از هر ضلعى هم پلكانى به سمت ايوان مىرود و باز پيكرهء سنگى شير و گاو بر گوشهء فوقانى پلكان ديده مىشود . در قسمت درونى پله‌ها نيز يك رديف تصاوير كه بسيار عالى منقور كرده‌اند از پائين تا بالاى پلكان در كنار عابرين حجارى شده است .

نوع بنا

مانند بناهاى قبلى اين ساختمان هم دو مسئله را پيش مىآورد كه حل يكى از آنها وابسته به وجود خود بناست و ديگرى متساويا راجع به همهء ابنيهء ايوان است . پس ابتدا بايد ديد كه نوع و منظور از ساختمانش چه بوده است ؟ اين بنا به اندازهء كافى وسعت نداشته تا به عنوان تالار به‌كار رفته باشد . از جهت ديگر دستگاه‌هاى حوالى آن چنين وانمود مىكند كه محل اقامت بوده است و كسانى كه از راه خطا مىپنداشته‌اند كه تخت جمشيد درواقع مجموعه‌اى از بناها و معابد مذهبى بوده ، لابد با نظر فرگسن هم‌آهنگ‌اند كه آنجا را مقر روحانيان و شايد عبادتگاه پنداشته بوده است ، براى چنين نظريه‌اى هيچ‌گونه شاهد و دليلى فراهم نيست . از طرف ديگر چنان كه غالبا هم پنداشته‌اند ، هنگامى كه شاهنشاه هر ساله به مقر تخت جمشيد مىآمده ، آنجا اقامتگاه اختصاصى وى بوده است . اما با ميزانى كه من از وضع و چگونگى زندگانى شهرياران خاور زمين در دست دارم گمان نمىكنم كه آنجا براى استقرار پادشاه و همراهان و حرمسراى شاهانه كافى بوده است و تصور مىكنم فقط اقامتگاه رسمى او بوده كه در آنجا به كارهاى خصوصى