پيدا شده باشد . اين جانب آن دستگاهها و ابنيه را بطورىكه هست يعنى شامل مجموعهاى از تالارهاى شاهى و كاخها كه مختص رشتههاى گوناگون زندگانى تشريفاتى پادشاه كبير بوده است بيان خواهم كرد .
چگونگى ورود
از پوزه به قصد تخت جمشيد رهسپار شدم . از كنار پرتگاه و قسمت حجارى نقش رجب عبور نمودم و رو به جنوب در جهت كوهى كه در عقب تخت جمشيد ، كوه رحمت معروف است و ( سابقا شاه كوه نام داشت ) پيش رفتم بعد از بيست دقيقه در سمت چپ صحنهء بزرگ كه با ابهت تمام در كنار كوهپايه نيك استوار مىنمود و بر سطح خود جرزها و ستونهاى خراب را جا داده بود و با تصاوير آن قبلا آشنا بودم از دور نمايان گرديد . اين راه ورود به صحنه از جانب شمالى است .
در زاويهء شمال غربى ارتفاعاتى محاذى صحنه هست كه از آنجا بدون اينكه از پلكان بزرگ ورودى استفاده شود مىتوان به ايوان عظيم وارد شد . پلكان در فاصلهء هفتاد قدمى اين نقطه واقع و در گوشهاى از جبههء اصلى كه مقابل پهناى مرودشت در سمت مغرب است ساخته شده است ، چون اين كلام را به خاطر داشتم كه پلكان آنقدر هموار مىنمايد كه آدم سواره هم قادر است از آن رفتوآمد كند ، از اينرو حاشيهء صحنه را تا جلو پلكان خراب سير و سواره از آن عبور كردم و در مرتبهء بالا در محلى قبل از سردر كاخ خشيارشا كه جرزهائى با سر گاو دارد پياده شدم .
ايوان
زيرسازى تخت جمشيد مشتمل بر ايوان بزرگى است با سه ضلع متساوى كه در كوهپايه بنا گرديده است و دامنهء كوه را با كف زمين همسطح كردهاند تا عمليات معمارى آسان شده باشد و سپس با جرزهاى سنگى عظيم ساختمان و نماسازى شده است كه شامل ايوانى است قائم ، ارتفاع آن به تفاوت از بيست تا تقريبا پنجاه پا از سطح جلگه است . محور بنا درواقع از شمال غربى به جنوب شرقى است ، اما بهمنظور سادگى و تسهيل من آن را شمالى جنوبى حساب مىكنم از اين جهت طولش 1523 پا و عرضش از شرق به غرب 920 پاست .