وجود داشته مقبرهاى متعلق به شاهزادگان بوده است و شايد هم نمونهاى از شيوهء تدفين بسيار قديمى بهشمار مىرفته كه بعد از ساختن مقبرهاى كه به فرمان داريوش فراهم شده از بين رفته است .
آقاى پرو كه حرفش خوشبختانه در تأييد نظر اين جانب است دلايل بيشترى اظهار و استنباط مىنمايد كه زندان در پاسارگاد بطورىكه آقاى ديولافوا گمان كرده است مقبرهء كمبوجيه پدر كوروش بوده به همان نحو ، نظير آن در نقش رستم نيز قبر هيستاسب پدر داريوش بوده است .
آتشكده
پيش از آنكه سرانجام با حسين كوه توديع كنيم آثار ديگرى نيز هست كه بايد مورد توجه قرار داد و دوتا از آنها بههيچوجه خالى از اهميت نيست و در انتهاى غربى رشتهكوه به آن برخورد مىكنيم و آن در برآمدگى تخته سنگى منحصربهفرد ديده مىشود كه حجارى كردهاند بدون اينكه پايه يا سرستونى داشته باشد .
ارتفاع آن پنج پا و نيم و قطر آن يك پا و نيم است و معلوم نيست كه به ساختمانى تعلق داشته و شايد هم اثر يادبود يا نذرى است . در نزديكى همانجا بر بالاى صخره محوطهاى چهارگوش و مسطح هست كه بوسيلهء پلكان به آنجا بالا مىروند و گمان مىرود كه دخمه بوده است . در شصت قدمى آن مكان در زاويه تختهسنگى در جهت شمالى دو آتشكده ديده مىشود كه وجودشان قابل ترديد نيست با اندازههاى متفاوت پهلوى هم بر رأس صخرههائى كه تا كف جلگه 13 پا ارتفاع دارد ، كنده شدهاند .
يكى از آنها داراى پنج پا و نيم ديگرى پنج پا ارتفاع است ، جناحين آنها بىشباهت به طاق نيست و در هرگوشه هم ستونى بهنظر مىرسد و بر نوك آن محلى شبيه به سنگر ديده مىشود كه جاى سوخت بوده است ، با يك پا پهنا و هشت اينچ عمق و البته كاملا از آن قبيل آتشكدهها نيست كه در حجارىها و يا بر سكهها ديده مىشوند و بعيد است كه اين دو اثر از قديمترين يادگارهاى مزداپرستى