در ايران باشند . موريه مىنويسد كه قدرى جلوتر از آنجا چند روزنه و پنجره هم ديده است به اندازههاى مختلف ، اما يك طرح و شكل و كتيبهاى نيز در بالاى آنهاست كه در فرورفتگى كوه كنده شده است . من متوجه آن نشدم ، ولى كرپورتر كه ديده بوده ، كتيبهاى وجود نداشته است .
3 - خرابههائى كه در جلگه مانده است
تا اينجا رسيدگى خود را دربارهء ابنيه و آثار سمت شمالى جلگهء مرودشت تمام كردهايم و به طرف پلكان و عمارت بزرگى كه هدف فعلى ما است رهسپار شده به شرح داستان برجستگى پايدار آن مىپردازيم و در سر راه آثارى را كه در خارج از حوزهء خود تخت جمشيد و مشتمل بر سه اثر است موردتوجه قرار مىدهيم .
در جلگهء سمت شمالى پلكان در نيمه راه بين نقش رستم و تقريبا روبروى نقش رجب بنائى از سنگ سفيد يا جرزهاى عظيم كه هركدام ده پا طول و چهار پا ضخامت دارد در دو طبقه ديده مىشود كه مرتبهء تحتانى لبهاى بهاندازهء دو پا جلوتر از طبقهء بالا دارد . سطح طبقهء فوقانى سى و هفت پاى مربع و ارتفاعش از سطح جلگه هشت پا است و اهل محل آن را تخت رستم و گاهى تخت طاوس مىنامند و عنوانى است كه مأخذ و مفهوم درستى ندارد و در ايران معمولا به غالب خرابههاى قديمى اطلاق مىشود .
حدس زدهاند كه شايد آنجا پايگاه آتشكدهاى بوده ، اما اين حرف به هيچوجه قابل تأييد نيست . در نيم ميلى پلكان در سمت شمال و نزديكى صخرهها يك درگاه سنگى با سردر و ديوارههاى سنگى هست كه پيكرى روحانى را در رداى بلندبالاى سردر بهصورت برجستهاى كندهاند ، شبيه به آنچه در سردرهاى تخت جمشيد و در خرابهء قصر ابو نصر در نزديكى شيراز ديده مىشود . خرابهء سومى چندين سال است كه از بين رفته ، ولى محل آن هنوز معلوم است و سياحان سابق از كمپفر تا لوبرن و ديگران از آن اسم بردهاند و جا دارد ذكرى از آن بهميان آيد و آن تكستونى است كه بر پايههائى در سمت جنوب غربى جلگهء تخت جمشيد قرار -